شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٨٠ - قصاص فرمودن داود
آهن موم شدن: نگاه كنيد به: شرح بيت ٩١١/ ٢.
رسائل شدن كوهها:
|
يا رسائل بود اسرافيل را |
كز سماعش پر برستى فيل را |
|
١٩١٧/ ١ (نگاه كنيد به: شرح بيت ١٩١٧/ ١) صد هزاران: با معجزه خود چشم دل آنان را براى ديدن غيب آماده كردى.
زنده شدن جهان: گرفته از قرآن كريم است: وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ. (بقره، ١٧٩) در اين بيتها دو نكته مهم است. يكى اينكه اولياى حق از باطن كارها آگاهاند، ليكن با عامّه به حكم ظاهر رفتار مىكنند و اگر نپذيرفتند گاه حقيقت را براى آنان آشكار مىسازند. ديگر آن كه مجرمان را بايد كيفر داد تا از گزند مردمان باز ايستند، و قصاص از اين رو واجب شده است كه حيات اجتماع در اجراى آن است.
|
گر نفرمودى قصاصى بر جُناة |
يا نگفتى فِى القِصاص آمد حياة |
|
|
خود كه را زَهره بُدى تا او ز خود |
بر اسير حكم حق تيغى زند |
|
٣٨٨٩- ٣٨٨٨/ ١