شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٣٤ - حيله دفع مغبون شدن در بيع و شراء
كن فيكون: گرفته از قرآن كريم است از جمله: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. (يس، ٨٢) و مقصود از «كن فيكون» در يك آن، آنا، و بىدرنگ است.
تا چهل سال مرد تمام كردن: گرفته از قرآن كريم است: حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً. (احقاف، ١٥) «بچه آدمى به چهل سال به كمال خود رسد.» (مرصاد العباد، ص ١٠٧) پران كردن: كنايت از پديد آوردن، آفريدن.
تو بتو: انبوه، فراوان.
بىسكست: بىتوقّف، مستمر.
بيضه و دولت: چنان كه تخم در مدتى به مرغ تبديل مىگردد، دولت و اقبال با درنگ و تأنّى نصيب مىشود.
مرغ زاييدن اجزاء: اشارت است به نتيجه اعمال در روز رستاخيز. چنان كه در بيتهاى پيش و در دفتر دوم بيت ٩٤٥ به بعد بيان فرمود.
دور بودن راه: تفاوت فراوان داشتن.
رَيع: نمو، باليدن.
سخن از نور ايمان بود كه كشنده نار شهوت است چنان كه آب كشنده آتش. و اينكه نشان آب را بايد از مرغابيانى جست كه در آن دريا شناورند. (راه را بايد از اولياى خدا كه راه دانند پرسيد و پى آنان رفت.) اما در چنين كار شتاب نبايد كرد، چرا كه مرغان فراواناند. ظاهرشان چون مرغابى، اما حقيقتشان مرغ خاكى است. نه پريدن توانند و نه به آب رساندن دانند. آنان مدعيانى هستند كه بايد از ايشان پرهيز كرد. و براى پرهيز از افتادن به دامشان تحمل آورد. و شكيبايى نمود، و اين معنى را با مثالهاى چندى روشن فرمود. همانند بودن تخم مار و گنجشك و دانه به و دانه سيب، و همانند بودن برگهاى درختان به يكديگر. چنين است جسم و روح مؤمنان و فاسقان كه همگى در جسم يكساناند ليكن در روح به هم نمىمانند كه مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ. (هود، ٢٤)