شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٣٣ - وخامت كار آن مرغ كه ترك حزم كرد از حرص و هوا
|
چند اندر رنجها و در بلا |
گفتى از دامم رها ده اى خدا |
|
|
تا چنين خدمت كنم احسان كنم |
خاك اندر ديده شيطان زنم |
|
ب ٢٨٨٣- ٢٨٦١ مرغى كه ترك حزم كرد: اين داستان از دير باز به عربى و فارسى به نظم و نثر آورده شده است و زيباترين آن سروده سعدى است در بوستان:
|
چنين گفت پيش زغن كركسى |
كه نبود ز من دور بينتر كسى ... |
|
و نگاه كنيد به مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ١٤ به بعد.
ديده بستن: نگريستن.
چاليش: چالش.
|
با سگان زين استخوان در چالشى |
چون نِىِ اشكم تهى در نالشى |
|
٢٣٢٥/ ١ بَخّاً لَهُ: خوشا به حال او.
گلستان و چمن منزل شدن: كنايت از ايمنى يافتن.
تَوّاب: توبه پذير.
إن عُدتُم: گرفته از قرآن كريم است: عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً: اميد است پروردگارتان رحمت كند و اگر باز گشتيد، باز مىگرديم و دوزخ را تنگ جاى كافران كرديم. (اسراء، ٨) نَحنُ زَوَّجنا: ما كردار را با پاداش جفت كرديم. چنان كه در حديث است: «الناس مجزيون باعمالهم.» و در قرآن كريم است: أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ. (آل عمران، ١٩٥) دوانه: شتابان، دوان.
روى اين سو منه: كنايت از آن كه گناه مكن.
پروانه نسيان: اضافه مشبه به به مشبّه.
پيچ پيچ داشتن: تمايل داشتن، هوس كردن.
نعمتهاى دنيا مايه وسوسه آدمى است. نفس آدمى را بدان مىكشاند و عقل او را از ارتكاب خطا مىترساند آن را كه خرد غالب آيد دام را بيند، دانه را رها سازد و آن را كه