شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٣١ - معنى حزم و مثال مرد حازم
گل پرست: كنايت از طالبان دنيا و نعمتهاى آن.
تيغ لا حول: اضافه تشبيهى، و مقصود جمله «لَا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلَّا بِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيم» است كه براى گريز از وسوسه شيطان گفته مىشود.
از كمين ديدن شيطان: چنان كه در قرآن كريم در باره شيطان است: إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ: او و گروه او مىبينند شما را از جايى كه شما آنان را نمىبينيد. (اعراف، ٢٧) مرغى كه ترك دانه كرد: استعارت از آن كه ترك دنيا و نعمتهاى آن را گفت، چنين كس به نعمتهاى باقى مىرسد.
تنبيهى است ناآگاهان را، و چنين تنبيهها فراوان در مطاوى مثنوى آمده است: آدم كه خليفة اللَّه بود فريب شيطان خورد و از بهشت رانده شد و از آن پس شيطان با سوگندى كه در محضر پروردگار خورده است «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغوِيَنَّهُم أَجمَعِينَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِين.» (ص، ٨٢- ٨٣) مىكوشد تا فرزندان آدم را گمراه كند. پس شما كه خليفه زادگانيد براى گريز از فريب او بايد «لا حول» بخوانيد و بر حذر باشيد و به خدا پناه بريد.