شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٦٨ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان
|
ز آن كه بىشب دخل نبود طبع را |
پس چه اندر خرج آرد روزها |
|
ب ٤٤١٨- ٤٤٠٤ برج خاكى: ثور، سنبله، و جدى است. هر سه برج را كه داراى يك طبيعتاند مثلثه گويند:
«آن برجها كه طبع ايشان يكى است به هر دو كيفيت نهادشان اندر فلك بر زاويههاى مثلث متساوى الاضلاع است و زين جهت بر جهاى مثلثه را يك چيز شمارند.» (التفهيم، ص ٣٥١- ٣٥٢)
|
نابريده برج خاكى را تمام |
برج باديشان مكان دانستهاند |
|
(خاقانى، به نقل از لغت نامه) برج آبى: سرطان، عقرب، حوت.
|
فشاند از ديده باران سحابى |
كه طالع شد قمر در برج آبى |
|
(نظامى، به نقل از لغت نامه) برج بادى: جوزا، ميزان، دلو.
وخم: ناسازاوار. ناگوار.
برج آتشى: حمل، اسد، قوس.
مكسب: جاى كسب.
(چنان كه مرد براى آسايش زن مىكوشد، فلك هم پيوسته گرد آن است تا زمين موافق بيابد و در آن ببارد و آن را به بار آرد.) ولادات و رضاع: كنايت از روياندن و پروراندن گياهها يا معدنها.
هوشمند بودن آسمان و زمين: همه موجودات عالم از انسان گرفته تا جماد از نوعى آگاهى بهرهمندند، و در قرآن كريم آمده است: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ. (اسراء، ٤٤)
|
آن جوادى كه جمادى را بداد |
اين خبرها وين امانت وين سداد |
|
|
مر جمادى را كند فضلش خبير |
عاقلان را كرده قهر او ضرير |
|
٥١٣- ٥١٢/ ١ مزيدن: بهره بردن.
زهيدن: زادن، پديد شدن.
اعتناق: دست در گردن كردن. (به هم پيوستن)