شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣ - ديباچه دفتر سوم
و بخشنده به اندازهاى كه دارد بخشد، و آن كه بدو بخشند به مقدار آن چه از بخشش او داند به دست آورد.
ليكن جوينده آب در خشكزار را آگاهى وى از آب دريا از طلب خويش باز نمىدارد، و در پى اين آب زندگى مىكوشد [تا آن را به دست آرد] پيش از آن كه پرداختن به گذران زندگى او را از پرداختن بدان باز دارد، و بيمارى و نيازمندى كار وى را به تعويق افكند، و خواهشهاى نهانى ميان وى و آن چه براى به دست آوردن آن مىشتابد در آيد.
و آن كه هواى نفس را مقدم دارد، يا به آسايش روى آرد، يا از طلب باز ايستد، يا بر خود بترسد، يا براى گذراندن زندگى بكوشد، بدان علم دست نيابد، جز آن كه به خدا پناه برد و دين خود را بر دنيايش بگزيند و از گنج حكمت مالهاى بسيار بر دارد، مالهايى كه بازار آن كساد نشود. و چون ديگر مالها به ارث نرود و از انوار حكمت و گوهرهاى گران بها و كشتزارهاى آن برخوردار شود، حالى كه فضل آن را سپاس گوينده باشد و قدر آن را بزرگ دارنده، و بزرگى آن را به حساب آورنده. و به خدا پناه برد از حقير بودن بهرهها و از جهلى كه بدان اندك [عمل] خود را بسيار شمارد، و بسيار و بزرگ ديگرى را خرد به حساب آرد.[١] و از خود به شگفت آيد، در آن چه از حق اجازت آن را ندارد. و داناى طالب را واجب است آن چه نمىداند بياموزد، و آن چه دانسته است تعليم دهد. با آنان كه فهمى كند دارند، مدارا كند، فهمان به شگفت در نيايد [و به خود نبالد] و بر كند فهم درشتى نكند.
«چنين بوديد از اين پيش، پس منت نهاد خدا بر شما.» (نساء، ٩٤) پاك و منزه است خدا از گفتههاى ملحدان و شرك مشركان، و ناقص انگاشتن ناقصان و تشبيه مشبِّهان، و پندارهاى نادرست انديشندگان، و چونى و چگونگىهاى خيال انديشان.
و او را سپاس و بزرگ داشت است بر فراهم شدن كتاب مثنوى الهى ربانى، و او توفيق دهنده و نيكى كننده است و او را احسان و منت است خاصه بر بندگان عارف او،
[١] - ظاهراً گرفته از فرمودهى امير مؤمنان است:« يستكثر من طاعته ما يحقر من طاعة غيره.»( نهج البلاغه، كلمات قصار: ١٥٠)