شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٦٣ - مخصوص بودن يعقوب
حرمان: نوميدى.
اخوان: (جمع اخ) برادران. (برادران يوسف تنها نزديكى او را به پدر مىديدند و بر او رشك مىبردند و نمىدانستند آن نزديكى را سببى است.) چَه: بيت الاحزان، اشارت است بدان چه قرآن كريم فرمايد: قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ.\* (يوسف، ٨٣) نيز وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ. (يوسف، ٨٤) در تفسير آمده است: «كه در اين مدت يعقوب خانهاى ساخت و آن را «بيت الاحزان» نام كرد و در آن جا رفت و با كسى سخن نگفت و نخورد و نياسود.» (تفسير ابو الفتوح رازى، ذيل آيه اخير) چَه كندن: اشارت است بدان كه برادران يوسف وى را در چاه افكندند.
سفره او ...: برادران يوسف، او را چون خود مىديدند، اما يعقوب كه او را مىشناخت اشتهاى همنشينى وى را داشت.
روى ناشسته: ناپاك كه برون و درون او پاك نيست.
لا صَلاة: «لا صَلاة لِمن لا طَهُورَ لَه.» (احاديث مثنوى، ص ٩٠، از كنوز الحقائق) و مجلسى از تفسير امام حسن عسكرى (ع) آرد: «وَ لا يَقبَلُ اللَّهُ صَلاةً بِغَيرِ طَهُورٍ.» (بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٢٣٦ و ٣١٦) در كشف المحجوب (ص ٣٨٦) در شرايط نماز آرد: «و قبل دخول آن (نماز) مر آن را شرايط است يكى از آن طهارت به ظاهر از نجاست و به باطن از شهوت.» لُوت و پوت: از اتباع است به معنى انواع خوردنىها.
|
مهمانيم كن اى پسر اين پرده مىزن تا سحر |
اينست لوت و پوت من، باغ و زر و دينار من |
|
(ديوان كبير، ب ١٨٧٧٩، به نقل از فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ديوان كبير) بوى نان: اشارت است به إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ. (يوسف، ٩٤) ستاننده پيرهن: كسى كه از جانب يوسف (ع) مأمور شد پيرهن او را براى يعقوب برد تا بر ديده كشد، و بينا گردد. در قرآن كريم از او به «بشير» تعبير شده است، اما تفسيرها نام او را چند گونه نوشتهاند. ابن عباس گفته است يهودا فرزند يعقوب بود و در روايتى ديگر از او نقل شده است كه مالك ذَعر بود. (تفسير ابو الفتوح رازى) و نامهاى ديگر نيز نوشتهاند.