شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٧ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود
جادوى حق: اعجاز.
گر بميرد: پيمبر ٦، چنان كه در بيتهاى بعد توضيح بيشتر خواهد داد.
سحر يا جادو چنان كه مىدانيم پديد آوردن شكلها و صورتهاست در نظر بيننده، چنان كه ريسمانى را مار نشان دهند، يا كسى را سر برند و ديگر بارش زنده سازند، يا در هوا راه روند و مانند اين كارها. اما آيا سحر، دگرگونى در ماهيّت است به طور موقت؟ يا تصرفى است در ديده بيننده. معتزليان سحر را به جميع اقسام آن منكرند و گويند آن چه بيننده را به چشم آيد جز تو هم نيست. (كشاف اصطلاحات الفنون) و بعضى گفتهاند سحر نتيجه سرعت عمل ساحر است كه چيزى را نشان مىدهد و بيننده را مشغول مىسازد، سپس به سرعت چيز ديگرى را جاى آن مىنهد. به هر حال آن چه نزد همگان مسلّم است اينكه جادوگر را نيروى تصرف در قلب ماهيت نيست و آن چه مىكند تصرف در ديده بيننده است به دليل آن كه پس از زمانى كوتاه آن چه جادو كرده باطل مىشود و آن چه در آن جادو به كار رفته به حالت نخست در مىآيد.
اما معجزه، آوردن چيزى است خلاف عادت و طبيعت، و آن تصرفى است در حقيقت و ماهيّتِ اشياء نه در ديده نگرنده. مانند جارى شدن آب از سنگ يا شكافته شدن دريا به امر موسى يا معجزههاى رسول ٦.