شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٢٤ - پيش رفتن دقوقى رحمة الله عليه به امامت
كور نباشد.» (جواهر الكلام، ج ١٣، ص ٣٩١) و عبارت عروة الوثقى چنين است: «بَلِ الاولى عدمُ امامَةِ كل ناقص للكامل.» قذر: پليدى.
مولانا چنان كه عادت اوست و عادت همه واعظان بوده است، از هر مناسبت براى بيان نكتهاى عقلانى يا شرعى استفاده مىكند از دقوقى به «امام چشم روشن» تعبير كرد. و به مناسبت به كراهت امامت كور پرداخت و دليل آن را ناپرهيزى كوران از پليدى دانست، كه چون چشم ندارند پليدى را تشخيص دادن نتوانند آن گاه به مقايسه كورى ظاهر و پليدى ظاهرى و كورى باطن و نجاست درونى و معنوى مىپردازد.
|
جز به آب چشم نتوان شستن آن |
چون نجاسات بواطن شد عيان |
|
|
چون نجس خوانده است كافر را خدا |
آن نجاست نيست بر ظاهر و را |
|
|
ظاهر كافر ملوّث نيست زين |
آن نجاست هست در اخلاق و دين |
|
|
اين نجاست پويش آيد بيست گام |
و آن نجاست بويش از رى تا به شام |
|
|
بلكه بويش آسمانها بر رود |
بر دماغ حور و رضوان بر شود |
|
|
اين چه مىگويم به قدر فهم توست |
مُردم اندر حسرت فهم درست |
|
|
فهم آب است و وجود تن سبو |
چون سبو بشكست ريزد آب از او |
|
ب ٢٠٩٨- ٢٠٩٢ آب چشم: اشك. ريختن اشك و تضرع به درگاه خدا موجب تطهير دل و خاموش ساختن آتش دوزخ است، چنان كه در سخنان على (ع) است به نوف: «لَيسَ مِن قَطرَةِ قَطَرَت مِن عَينِ رَجُلِ مِن خَشيَةِ اللَّه الا أطفَأَت بِحارا مِنَ النيران.» (سفينة البحار، ج ١، ص ٩٥) نجاست كافر: چنان كه در قرآن كريم آمده است: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ. (توبه، ٢٨) فقيهان سنت و جماعت و شيعه را خلاف است كه كافران نجاست ظاهرى دارند يا باطنى. علماى شيعه را اجماع است كه كافر نجس عينى است اما فقهاى عامه مشرك را نجس معنوى دانند: «اما قوله تعالى إنَّما المُشرِكُونَ نَجَسٌ فالمراد به النّجسات المعنوية التي حكم بها الشارع و ليس المراد أن ذات المشرك نجسة كنجاسة الخنزير.» (الفقه على المذاهب الاربعه)