شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢١ - تشبيه فرعون و دعوى الوهيت او بد آن شغال كه دعوى طاوسى مىكرد
تشبيه فرعون و دعوى الوهيت او بد آن شغال كه دعوى طاوسى مىكرد
|
همچو فرعونى مُرصَّع كرده ريش |
برتر از عيسى پريده از خريش |
|
|
او هم از نسل شغال ماده زاد |
در خُم مالى و جاهى در فتاد |
|
|
هر كه ديد آن جاه و مالش سجده كرد |
سجده افسوسيان را او بخورد |
|
|
گشت مَستَك آن گداى ژنده دلق |
از سجود و از تحيّرهاى خلق |
|
|
مال مار آمد كه در وى زهرهاست |
و آن قبول و سجده خلق اژدهاست |
|
|
هاى اى فرعون ناموسى مكن |
تو شغالى هيچ طاوسى مكن |
|
|
سوى طاوسان اگر پيدا شوى |
عاجزى از جلوه و رسوا شوى |
|
|
موسى و هارون چو طاوسان بُدند |
پرِّ جلوه بر سر و رويت زدند |
|
|
زشتيت پيدا شد و رسواييَت |
سر نگون افتادى از بالاييَت |
|
|
چون محك ديدى سيه گشتى چو قلب |
نقش شيرى رفت و پيدا گشت كلب |
|
|
اى سگ گرگين زشت از حرص و جوش |
پوستين شير را بر خود مپوش |
|
|
غُرّه شيرت بخواهد امتحان |
نقش شير و آن گه اخلاقِ سگان |
|
ب ٧٨٩- ٧٧٨ مرصّع: گوهر نشان. ريش فرعون به گوهر آراسته بود. در تاريخ بلعمى است: «پس موسى بر لب رود نيل آمد و دعا كرد، به فرمان خداى تعالى فرعون بر سر آب آمد او را بر كشيدند، و مرده ديدند و آن جواهر كه در ريش او بافته بود تمامت بر گرفتند.» (تاريخ بلعمى، ص ٤٢٠- ٤٢١) «اين دلق موسى است مرقع و آن ريش فرعون مرصّع.» (گلستان سعدى، ص ١٨٣) نسل شغال ماده: در كتابهاى قصص پيمبران و برخى تفسيرها آمده است كه نسب فرعون درست نبود نيز در جوانى وى، هامان از او بهره مىگرفت. ظاهراً «از نسل شغال