شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٢ - تشبيه فرعون و دعوى الوهيت او بد آن شغال كه دعوى طاوسى مىكرد
ماده بودن» اشارت به چنين داستان است.
مستك: «كاف» تصغير كه افاده تحقير كند.
ژنده دلق: كه پوششى درويشانه و كهنه دارد. ليكن در اين بيت استعارت از درمانده و ناتوان است.
مال مار آمدن: «المال حية و الجاه أضَرّ منه: مال چون مار است و مقام زيانمندتر از آن.» (المنهج القوى) ناموسى: در فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى، پاك دامنى و پرهيزكارى معنى شده، ليكن خود نمايى و خود ستايى مناسبتر مىنمايد.
|
گويد خاقانيا اين همه ناموس چيست |
نه هر كه دو بيت گفت لقب ز خانان برد |
|
(جمال الدين عبد الرزاق)
|
چون بگويى جاهلم تعليم ده |
اين چنين انصاف از ناموس به |
|
١٣٨٨/ ٤ فرعون فريفتهى مال و جاه و بندگى نمودن زير دستان گرديد. دعوى خدايى كرد و خشم خدا را به خود خريد. موسى و هارون را خوار شمرد كه چرا دست برنجنهاى زرّين ندارند، و با اين پلاس ژنده خود را فرستاده خدا مىشمارند. ندانست كه آن مال و جاه او را تباه سازد و به عذاب خدا در اندازد. فريفتگان دنيا چنيناند به خواب غفلت اندرند و از كيفر خدا بىخبر، تا به ناگاه درياى خشم او به جوش آيد و دورانشان سر آيد.
|
ترك خواب غفلت خرگوش كن |
غرّه اين شير اى خَر، گوش كن |
|
١١٥٦/ ١
|
مادر بتها بت نفس شماست |
ز آن كه آن بت مار و اين بت اژدهاست |
|
٧٧٢/ ١.