شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧ - بيان آن كه الله گفتن نيازمند عين لبيك گفتن حق است
بيان آن كه اللَّه گفتن نيازمند عين لبّيك گفتن حق است
|
آن يكى اللَّه مىگفتى شبى |
تا كه شيرين مىشد از ذكرش لبى |
|
|
گفت شيطان آخر اى بسيار گو[١] |
اين همه اللّه را لبَّيك كو؟ |
|
|
مىنيايد يك جواب از پيش تخت |
چند اللّه مىزنى با روى سخت |
|
|
او شكسته دل شد و بنهاد سر |
ديد در خواب او خَضِر را در خُضر |
|
|
گفت هين از ذكر چون وا ماندهاى؟ |
چون پشيمانى از آن كش خواندهاى؟ |
|
|
گفت لبّيكم نمىآيد جواب |
ز آن همىترسم كه باشم ردّ باب |
|
|
گفت آن اللّه تو لبّيك ماست |
و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست |
|
|
حيلهها و چاره جويىهاى تو |
جذب ما بود و گشاد اين پاى تو |
|
|
ترس و عشق تو كمند لطف ماست |
زير هر يا ربّ تو لبّيكهاست |
|
|
جان جاهل زين دعا جز دور نيست |
ز آن كه يا رب گفتنش دستور نيست |
|
|
بر دهان و بر دلش قفل است و بند |
تا ننالد با خدا وقت گزند |
|
|
داد مر فرعون را صد ملك و مال |
تا بكرد او دعوى عزّ و جلال |
|
|
در همه عمرش نديد او درد سر |
تا ننالد سوى حق آن بد گهر |
|
|
داد او را جمله ملك اين جهان |
حق ندادش درد و رنج و أندهان |
|
|
درد آمد بهتر از مُلك جهان |
تا بخوانى مر خدا را در نهان |
|
ب ٢٠٣- ١٨٩ پيش تخت: كنايت از درگاه حضرت ربّ العِزَّه.
روى سخت: سماجت، ابرام.
خضر: نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٢٤/ ١.
[١] - در حاشيه نسخه اساس: سخت رو