شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٩ - بيان آن كه الله گفتن نيازمند عين لبيك گفتن حق است
|
حزم كن از خورد كين زهرين گياست |
حزم كردن زور و نور انبياست |
|
ب ٢١٤- ٢٠٤ درد: معنى لغوى آن معلوم است، اما در اصطلاح، آزردگى و رنج است از نرسيدن به مطلوب. نيز تاثير حالتى كه از محبوب آشكار شود و محب طاقت تحمل آن را نداشته باشد. (فرهنگ مصطلحات عرفاء، ص ١٨٠) دل بُردگى: مجذوب شدن، عشق.
زير لب آواز كشيدن: در نهان خدا را با زارى خواندن، چنان كه در قرآن كريم است ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً. (اعراف، ٥٥) مبدأ و آغاز: كنايت از خدا.
ناله سگ ...: شارحان در توضيح اين بيت تا اندازهاى به تكلّف رفتهاند: هر كس چيزى را جز خدا جويد، اسير خواهش خويش است و آن چيز همچون راه زن در كمين اوست و از جست و جوى خدا بازش مىدارد مگر آن كه خدا او را نجات دهد و به سوى خود كشد، و گر نه هرگز نمىتواند از مردار (جسم) خود بگريزد.
اين توضيح در جاى خود درست است، اما به نظر مىرسد مولانا در سرودن اين بيت بيشتر به سخن جنيد توجه داشته است: «نقل است كه شبى با مريدى در راه مىرفت سگى بانگ كرد. جنيد گفت: لبّيك. لبّيك. مريد گفت: اين چه حال است؟ گفت: قُوَّت وَ دَمدَمه سگ از قهر حق تعالى ديدم و آواز او از قدرت حق تعالى شنيدم و سگ را در ميانه نديدم. لاجرم لبّيك جواب دادم.» (تذكرة الأولياء، ص ٤٢٧) جَذبَه: كشش.
رَهزَن: در تداول به معنى دزد و كسى كه راه را بر مسافر بندد، ليكن در اين بيت معنى ديگر دارد: آن كه يا آن چه كسى را از مطلوب باز دارد.
سگ كهف: داستان آن در سوره مباركه كهف و تفسيرها آمده است.
از مردار رستن: كنايت از حيوانى در آمدن.
بر سر خوان شهنشاهان نشستن: همنشين اولياى خدا شدن. «و با سگ اصحاب الكهف آن همه كرامت كند كه با دوستان خود فرا راه خود دارد.» (كشف الاسرار، ج ٥، ص ٦٧١) پيش غار: چنان كه در قرآن كريم است وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ: و سگ آنان