شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٤ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوى ميدان هم جهت مكر
خواندن فرعون زنان نوزاده را سوى ميدان هم جهت مكر
|
بعدِ نُه مَه شه برون آورد تخت |
سوى ميدان و منادى كرد سخت |
|
|
كاى زنان با طفلكان ميدان رويد |
جمله اسرائيليان بيرون شويد |
|
|
آن چنان كه پار مردان را رسيد |
خلعت و هر كس از ايشان زر كشيد |
|
|
هين زنان امسال اقبال شماست |
تا بيابد هر يكى چيزى كه خواست |
|
|
مر زنان را خلعت و صِلَّت دهد |
كودكان را هم كلاه زر نهد |
|
|
هر كه او اين ماه زاييده است هين |
گنجها گيريد از شاهِ مَكين |
|
|
آن زنان با طفلكان بيرون شدند |
شادمان تا خيمه شه آمدند |
|
|
هر زن نوزاده بيرون شد ز شهر |
سوى ميدان غافل از دستان و قهر |
|
|
چون زنان جمله بدو گرد آمدند |
هر چه بود آن نر ز مادر بستدند |
|
|
سر بريدندش كه اين است احتياط |
تا نرويد خصم و نفزايد خُباط |
|
ب ٩٤٧- ٩٣٨ منادى كردن: (منادى+ كردن، پسوند مصدر فارسى) آواز دادن.
زر كشيدن: زر بردن. كنايت از جايزت يافتن.
صِلَّت: صِلَت. صلة: بخشش. (به ضرورت شعر لام را مشدد آورده است.) خُباط: شوريدگى. سر گشتگى.
چون فرعون دانست آن كس كه ملك او را بر هم خواهد زد زاييده شده است، حيلتى انديشيد و گفت تا زنان اسرائيلى را با كودكانشان به ميدان خوانند بدين بهانه كه آنان را پاداش خواهد بخشيد، و چون زنان به ميدان در آمدند پسران را از مادران بستدند و سر بريدند. اما آن چه در قصص الانبياء جويرى (چاپ سنگى، ص ٩٠) آمده چنين است:
«بفرمود از بنى اسرائيل هر فرزندى كه در وجود مىآيد اگر پسر بود مىكشتند و هفتاد درهم به پدرش مىدادند.» در قصص الانبياء نيشابورى (ص ٩) چنين است: «فرعون