شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٣ - پيدا شدن استاره موسى
|
نقش با نقّاش پنجه مىزند |
سبلتان و ريش خود بر مىكند |
|
ب ٩٣٧- ٩١٤ اعجمى كردن: كنايت از ناآگاه نشان دادن.
راندن: رفتن.
|
شه چون ورق صلاح او خواند |
با حاجب خاص پيش او راند |
|
(نظامى، به نقل از لغت نامه) نرد باژگونه باختن: كنايت از گفتن چيزى كه خلاف اعتقاد گوينده است.
نشكيفتن: تاب نياوردن، صبر نكردن. (برابر طمع تاب نياورديد.) ضمان: تعهد كردن.
بر آويختن: دار كشيدن.
در مضحكه انداختن: خود را ريشخند ساختن.
درباختن: صرف كردن، هزينه كردن.
اين بود ...: اين كار جوانمردانه است؟ چنين كار شايسته كرام است؟
ادرار: مقررى، راتبه.
|
مرا در نظاميّه ادرار بود |
شب و روز تلقين و تكرار بود |
|
(بوستان سعدى، ص ١٥٩) طبل خوار: شكم باره.
خديو: پادشاه، خداوند.
چربيدن: پيش افتادن، فائق شدن.
روز ولاد نگه داشتن: روز زادن كودك را به خاطر سپردن.
اى غلام ...: اى كه همه انديشهها و هوشها برابر راى تو ناچيز است.
پريدن تير حكم: كنايت از جارى شدن حكم الهى.
مكان بر لا مكان حمله بردن: كنايت از انديشه مخلوق با قضاى خالق در افتادن.
نقش با نقاش پنجه زدن: مصنوع برابر صانع ايستادن.
|
ور بگيرى كيت جست و جو كند |
نقش با نقّاش چون نيرو كند |
|
٦٠٨/ ١.