شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٤٠ - ذكر خيال بد انديشيدن قاصر فهمان
مىنمايند.» (النقض، ص ٤١٨) خر خانه: اصطبل، و در اين بيت مقصود اقامتگاه كسى است كه بر مثنوى خرده گرفته است.
طَعَّانَه: (مبالغت) عيب گو، و مىتوان آن را مؤنث طعّان گرفت.
تَبَتُّل: بريده گرديدن از هر چيز جز خدا. (سبزوارى نويسد: تبتل نخستين منزل از منزلهاى سالكان است.) فنا (فناء): آن را تعريفهاى گوناگون است: نهايت سير الى اللَّه، اضمحلال مادون حق.
سقوط اوصاف مذمومه.
پر: استعارت از مجاهده و رياضت.
چنان كه بارها گفته شد علت اصلى سرودن مثنوى پاسخ دادن به اشكالهايى است كه از آغاز رويارويى مسلمانان با متكلمان غير مسلمان به ميان آمد و در هر دوره دستهاى بر حسب دريافت خود بدانها پاسخ دادند، تا نوبت به غزالى رسيد. مولانا اين اشكالها را در مطاوى مثنوى مطرح مىكند و با استفاده از قرآن و توسل به قياس تمثيلى بدان پاسخ مىگويد. اگر در مطاوى مثنوى سخن از سلوك و رياضت و مجاهدت به ميان مىآورد، غرض وى تعليم مراحل سلوك و شرح نكات عرفانى نيست. بلكه روشن ساختن ذهنِ متعلمان است، تا فريب سفسطه آن جماعت را نخورند. طعنه زن كه احيانا از تاثير گفتار مولانا در شنوندگان به خشم آمده به خيال خود راهى مىيابد تا بر او خرده گيرد.
|
چون كتابُ اللَّه بيامد هم بر آن |
اين چنين طعنه زدند آن كافران |
|
|
كه اساطير است و افسانه نژند |
نيست تعميقى و تحقيقى بلند |
|
|
كودكان خُرد فهمش مىكنند |
نيست جز امر پسند و ناپسند |
|
|
ذكر يوسف ذكر زلف پُر خمش |
ذكر يعقوب و زليخا و غمش |
|
|
ظاهر است و هر كسى پى مىبرد |
كو بيان؟ كه گم شود در وى خرد |
|
|
گفت اگر آسان نمايد اين به تو |
اين چنين آسان يكى سوره بگو |
|
|
جِنِّتان و انستان و اهل كار |
گو يكى آيت از اين آسان بيار |
|
ب ٤٢٤١- ٤٢٣٥ اساطير: جمع اسطوره: افسانه.