شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧٥ - گفتن روح القدس مريم را كه من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من كه فرمان اين است
لا حول اصل غذا: چنان كه در خبر منقول از ابن عباس آمده است كه عبد الله بن سلام از رسول ٦ پرسيد طعام جبرئيل چيست؟ فرمود طعام او تسبيح است و شراب او تهليل. (بحار الانوار، ج ٥٦، ص ٢٥٣، از اختصاص صدوق) پيش از قول: پيش از آن كه بر زبان آيد در سرشت من بود.
اعوذ: پناه مىبرم.
دزد بودن: استعارت از نشناختن قدر و حرمت ننهادن.
نيل خون شدن: نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٤٣١/ ٤.
اصل اين تصوير شاعرانه و توصيف خيال پردازانه بر گرفته از يك آيه قرآن كريم است. پاسخ جبرئيل به مريم (ع): قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا. (مريم، ١٩) و در آن اشارتى است به معنى دقيق و لطيف كه در مطاوى مثنوى چند بار آمده است و آن اينكه حقيقت يكى بيش نيست و آن چه آن را گونه گون جلوه مىدهد طرز نگاه و شناخت است. اگر جان پاك و ديده بىآك بود او را در همه جا خواهد شناخت و اگر ديده تار بود يار را مار بيند و نخل را دار.