شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٨ - جمع و توفيق ميان نفى و اثبات يك چيز از روى نسبت و اختلاف جهت
جمع و توفيق ميان نفى و اثبات يك چيز از روى نسبت و اختلاف جهت
|
نفى آن يك چيز و اثباتش رواست |
چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست |
|
|
ما رميت إِذا رَميت از نسبت است |
نفى و اثبات است و هر دو مثبت است |
|
|
آن تو افكندى چو بر دست تو بود |
تو نه افكندى كه قوّت حق نمود |
|
|
زور آدم زاد را حدّى بود |
مشت خاك اشكست لشكر كى شود |
|
|
مشت مشت توست و افكندن ز ماست |
زين دو نسبت نفى و اثباتش رواست |
|
|
يَعرِفُونَ الأنبيا أضدادُهُم |
مِثلَ ما لا يَشتَبِه أولادُهُم |
|
|
همچو فرزندان خود دانندشان |
منكران با صد دليل و صد نشان |
|
|
ليك از رشك و حسد پنهان كنند |
خويشتن را بر ندانم مىزنند |
|
|
پس چو يَعرِف گفت چون جاى دگر |
گفت لا يَعرِفُهُم غَيرِى فَذَر |
|
|
إنَّهُم تَحتَ قِبابى كامِنُون |
جز كه يزدانشان نداند ز آزمون |
|
|
هم به نسبت گير اين مفتوح را |
كه بدانى و ندانى نوح را |
|
ب ٣٦٦٧- ٣٦٥٧ ما رَمَيتَ: نگاه كنيد به: شرح بيت ٦١٥/ ١.
آدم زاد: آدمى زاده، انسان.
مشت خاك را مىتوان كنايت از انسان گرفت اما ظاهراً اشارت است به مشتى خاكى كه رسول ٦ در جنگ بدر بر مشركان پاشيد: رسول ٦ در جنگ بدر مشتى خاك و ريگ وادى برداشت و بر چهره مشركان پاشيد و فرمود «شاهَتِ الوُجُوه.» و آن خاك در ديده آنان رفت و هزيمت شدند. (كشف الاسرار، ج ٤، ص ١٩) يَعرِفُونَ الانبياء ...: اشارت است بدان چه در قرآن كريم در باره اهل كتاب آمده است كه رسول ٦ را مىشناختند اما منكر او بودند الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ:\* آنان كه بديشان كتاب دادهايم او را چنان مىشناسند كه پسران خود