شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٩ - جمع و توفيق ميان نفى و اثبات يك چيز از روى نسبت و اختلاف جهت
را. (انعام، ٢٠) خويشتن بر ندانم زدن: خود را نادان و ناشناسا نشان دادن.
لا يَعرِفُهم ...: نگاه كنيد به: شرح بيت ٩٢٧/ ٢.
إنَّهُم تَحتَ قِبابى كامِنُونَ: آنان زير قبههاى من پنهاناند.
مفتوح: گشوده، آشكارا. (آن چه در سخن پيش در باره دانستن و ندانستن نوح گذشت.) توضيحى است بر مطلبى كه در بيتهاى پيش فرمود. نفى و اثبات چيزى به نسبت و با مختلف بودن جهت، تناقض نيست. اگر گويى نوح را مىشناسم و گويى نمىشناسم درست است، چنان كه خدا در باره رسول اكرم ٦ فرمود تو (تير) نيفكندى بلكه خدا افكند.
آن كه گويد نوح را مىشناسم قصد او ظاهر اوست و آن كه گويد نمىشناسم مقصودش حقيقت نوح است. چنان كه جمع ميان آيه ٢ سوره انعام و حديث «اوليائى تحت قبابى» چنين است. آن جا كه مىفرمايد دشمنان پيغمبر او را مىشناسند، مقصود شناخت اوصاف است و آن جا كه مىفرمايد اولياى مرا كسى نمىشناسد، مقصود شناخت حقيقت آنان است. و در بيتهاى بعد توضيحى ديگر خواهد فرمود.