آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٣٥ - ٣ - تلاش و مدارا
تو را بر تو حقّى است، و به يقين چشم تو را بر تو حقّى است، ديداركننده تو را بر تو حقّى است و همسرت را بر تو حقّى است.»[١]
و در حديث ديگرى آمده است كه سلمان فارسى به ابو درداء مىگويد: «همانا پروردگارت را بر تو حقّى است و روح و روانت را بر تو حقّى است و خانوادهات را بر تو حقّى است، بنابراين حقّ هر حقدارى را به او بده! پس از اين گفتوگو، ابو درداء خدمت پيامبر ٦ رسيد و اينها را خدمت آن حضرت عرض كرد، پيامبر ٦ فرمود: سلمان راست گفته است».[٢]
و همچنين رسول خدا ٦ در موارد زيادى، بهتبع حالت موجود، به اعراض از دنيا نصيحت مىكرد و يا دنياخواهى را ملامت مىفرمود و يا در عبادت، زيادهروى را نكوهش مىكرد، مثل سحرخيزى طولانى و روزهدارى مستمّر و از اين قبيل، روزى در يكى از مسافرتهايش ديد جمعيّتى از مردم در پيرامون مردى او را از تابش خورشيد سايه مىكردند، پيامبر ٦ پرسيد: اين كيست؟ عرض كردند: مردى روزهدار است، فرمود: «روزهدارى در سفر كار خوبى نيست».[٣] (يعنى در چنين سفر بامشقّت روزه درست نيست).
از ابن عبّاس نقل شده، مىگويد: رسول خدا ٦ و سلّم از مدينه به قصد مكّه بيرون شد و روزه گرفت تا به عسفان رسيد، سپس آب خواست و آن را روى دستش بلند كرد تا مردم ببينند و روزهاش را افطار كرد تا به مكّه رسيد و اين اتّفاق در ماه رمضان بود، ابن عبّاس هميشه مىگفت:
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٦٩٦، حديث ١٨٧٣، حديث ١٨٧٣ و ص ٦٩٧، حديث ١٨٧٤ و ٥/ ٢٢٧٢، حديث ٥٧٨٣؛ صحيح ابن حبان: ٨/ ٣٣٧، حديث ٣٥٧١؛ سنن كبرا بيهقى: ٤/ ٢٩٩، حديث ٨٢٥٧؛ سنن كبرا: ٢/ ١٧٦، حديث ٢٩٢٣؛ مسند احمد:
٢/ ١٩٨؛ التّرغيب و التّرهيب: ٣/ ٢٥٠، حديث ٣٩٠٤؛ فتح البارى: ٣/ ٣٩ و ٤/ ٢١٧ و: ١٠/ ٥٣١، حديث ٥٧٨٣؛ الطّبقات الكبرى: ٤/ ٢٦٣؛ المحلى: ٧/ ١٢.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٦٩٤، حديث ١٨٦٧ و ٥/ ٢٢٧٣، حديث ٥٧٨٨؛ تفسير ابن كثير: ٣/ ٤٠٠؛ سير اعلام النّبلاء: ١/ ٥٤٢؛ صحيح ابن حبّان: ٢/ ٤٢؛ مسند ابى يعلى: ٢/ ١٩٣؛ تاريخ واسط: ١/ ٢٣٣؛ الاستيعاب: ٢/ ٦٣٧؛ سنن ترمذى: ٤/ ٦٠٨، حديث ٢٤١٣؛ صفوه الصّفوه: ١/ ٣٥٦؛ نصب الرّايه: ٢/ ٤٦٥؛ نيل الأوطار: ٤/ ٣٤٦.
[٣] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٦٨٧، حديث ١٨٤٤؛ الانتصار: ص ١٩٢؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ٣/ ٣٨٠، حديث ١٥٥٦؛ فتح البارى: ٤/ ١٨٣؛ النّاصريات: ص ٢٥٧؛ التّمهيد ابن عبد البرّ: ٢/ ١٧٢؛ الخلاف: ١/ ٥٧٢؛ شرح نووى بر صحيح مسلم:
٧/ ٢٢٩؛ السّرائر: ١/ ٣٩٣؛ شرح سنن ابن ماجه: ١/ ١٢٠، حديث ١٦٦١؛ المعتبر: ٢/ ٦٤٥؛ لسان الميزان: ٣/ ٥٠، حديث ١٨٧؛ تهذيب التّهذيب: ٣/ ٣٨٩، حديث ٧٨٨؛ تهذيب الكمال: ٢٤/ ١٧٢، حديث ٤٩٧٣؛ مختلف الشّيعه: ٣/ ٣٧٩.