آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٧٧ - نظريه كانت و مراحل مكتب اخلاقى او
مرد به ترسيم يك خط فاصل ميان تفكّر اخلاق و تفكّر زندگى محسوس بسنده نكرد، بلكه بسيار دورتر از اينها رفته و افق دورى را مورد توجه قرار داد، زيرا به اين مقدار اكتفا نكرد كه مفهوم تكليف و وظيفه را از هر نوع تجربه حسى و هر نوع رويداد مادى كه ممكن است منطبق بر آن باشد، جدا كند، بلكه آن را از خاصيت ويژهاش؛ يعنى از ماده تكوينى خود كه در اين يا آن قاعده پديد مىآيد، نيز مجرد ساخت، و چيزى براى وظيفه اخلاقى جز همان صفت ظاهرى و شكلى باقى نگذاشت، به اين معنى كه قانونى فراگير و شايسته براى هر نوع ارادهاى است، و اين تعريف را براى وظيفه اخلاقى استنتاج كرد: «هر نوع رفتارى كه ممكن است در قالب قاعدهاى كلّى درآيد، بدون اينكه در معرض نقد و يا تضعيف عقل بوده باشد»[١]
كانت، براساس اعتماد بىحساب بر اين شكل مجرّد، اعتقاد داشت كه مىتواند علم «وظايف اخلاقى») euqihtE eigolotno ?eD al (را براساس گفته بنتام) mahtneB (يعنى: علم وظايف حسّى خاص. با تمام معناى عملى آن- استنباط نمايد. توضيح اينكه با سنجيدن هر نوع سلوك رفتارى از بابت آنكه اخلاقى يا غيراخلاقى است از طريق سنجش با اين ترازوى منحصربهفرد، صلاحيتش براى اينكه قانونى فراگير باشد، مشخص مىگردد.
آيا قانونى از اين قبيل ممكن است در مقام عمل تحقق يابد؟ و آيا اساس اين بنا در ذات خود به حدى استوار است كه آن را سرپا نگهدارد؟ توجه كنيد! نسبت به آنچه كه از نظر ما در مورد خطّ فكرى كانت اهميّت دارد، و ممكن است اجمالا بگوييم اين است كه اين خط فكرى در سه مرحله پيدا مىشود:
الف- اثبات نخستين پديده.
ب- تحليلى كه تا بالاترين درجه از شمول و عموميت مىرسد.
ج- هبوط و سقوطى كه در وضع قوانين اساسى براى اخلاق انسانى موردنظر است.
الف- در نظريه كانت، نقطه آغاز، منحصر در اين پديده محسوس است، كه وجدان بهطور مستقيم آن را مطرح مىكند، به اين معنى كه ما در احكام اخلاقى خود به هيچوجه نسبت به نتايج خوب و يا بد اعمالمان را نمىسنجيم، بلكه آنها را با يك قانون كلى مىسنجيم كه
[١] - ر. ك.
. e? esilasrevinu ert? e? etidrusba snas tuep emixam al tnod noitca etuoT
ر. ك.٤٠ .p ;itrap .R al ed tirG :tnak