آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٤٢ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
هلاك باد! هلاك باد!»[١]
چنين است كه مىبينيم همواره حكم برطبق فضائل محكوم عليه صادر مىشود، نه بر
[١] - ر. ك: صحيح بخارى: ٥/ ٢٤٠٦، حديث ٦٢١٢ و ٦/ ٥٨٧، حديث ٦٦٤٣؛ صحيح مسلم: ١/ ٢١٨، حديث ٢٤٧ و ٤/ ١٧٩٣، حديث. ٢٢٩؛ مسند احمد: ٢/ ٣٠٠، حديث ٧٩٨٠، و ص ٤٠٨، حديث ٩٢٨١ و ٣/ ٢٨، حديث ١١٢٣٦ و ٥/ ٣٣٣، حديث ٢٢٨٧٣ و ٢٢٩٢٤؛ موطّاء مالك: ٢/ ٤٦٢، حديث ٣٢؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ١٤٣٩، حديث ٤٣٠٦؛ مسند رويانى: ٢/ ١٩٢، حديث ١٠٢٢ و ١٠٥٤؛ مسند ابى يعلى: ١١/ ٣٨٨؛ المعجم الكبير: ٢٣/ ٤١٣، حديث ٩٩٧؛ التّرغيب و التّرهيب: ٤/ ٢٠٦، حديث ٥٤١٩؛ البيان و التّعريف: ١/ ٢٩٦؛ فتح البارى: ١١/ ٣٨٥؛ مصابيح السّنه: ٣/ ٥٣٧، حديث ٤٣١٥؛ تفسير قرطبى:
٤/ ١٦٨؛ صحيح ابن خزيمه: ١/ ٦، حديث ٦؛ سنن كبراى بيهقى: ٤/ ٧٨، حديث ٣٦٢؛ مسند عمر بن خطاب: ١/ ٨٧؛ المعجم الأوسط: ٨/ ٣٠٧، حديث ٨٧١٤؛ شرح النورى على بر صحيح مسلم: ٣/ ١٩ و ١٣٦- ١٤٠ و ١٥/ ٣١٠، حديث ٢٢٩١؛ فيض القدير: ٣/ ٤٥، ٥/ ٣٥٣؛ السنن الأبين: ١/ ١٧٦؛ مسند ابى عوانه: ١/ ١٢٢، حديث ٣٦٢.
البته منظور تمام صحابه نيست كه پس از رسول خدا ٦ كارهايى كردند! بلكه بعضى از آنها را بهشت، مشتاق ديدنشان است و خداوند آنان را ستوده و پيامبر ٦ و سلّم در احاديث خود ايشان را ثنا گفته و آنان مورد ثناى خدا و پيامبرند:« در برابر كافران سرسخت و شديدند و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنها را درحال ركوع و سجود مىبينى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند. نشانههاى آنها در صورتشان در اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات و توصيف آنها در انجيل است، همانند زارعى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و به قدرى نمو و رشد كرده كه كشاورزان را به شگفتى وامىدارد. اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد،( ولى) كسانى كه از ايشان ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است.» فتح/ ٢٩.
اينان بودند كه قيام بر نشانههاى رسالت نموده و بذل نصيحت كردند و راهها را پاكسازى نمودند و به وسيله اينان كفر و شرك را خوار ساخت و به وسيله آنان كلمة اللّه برترين شد و كلمه كافران پستترين، پس درود خدا بر ايشان و به ارواح پاكشان باد! پس از آنكه در زندگى از اولياى خدا بوده و پس از مرگ زنده هستند.
توجه كنيد كه دعاى امام على بن ابيطالب نيز درباره ايشان همين است، آنجا كه مىگويد:« من اصحاب محمد ٦ را ديدم، اما هيچكدام از شما را مانند آنها نمىبينم، آنها صبح مىكردند درحالىكه موها ژوليده و چهرهها غبارآلوده، شب را تا صبح درحال سجده و قيام به عبادت مىگذراندند، و بين پيشانى و صورتها را در پيشگاه خدا به خاك مىساييدند، با ياد معاد چنان ناآرام بودند كه گويى روى آتش ايستادهاند، پيشانى آنها بر اثر سجدههاى طولانى وصله( چون وصله زانوى بز) بسته بود.
اگر نام خدا برده مىشد، چنان مىگريستند كه گريبان آنها تر مىشد، چون درخت روز تندباد مىلرزيدند، از ترس كيفر الهى و اميد پاداش»، نهج البلاغه، دكتر صبحى صالح، ص ١٤٣، كلام ٩٧. و مىفرمود:« كجا هستند برادران من كه به راه حق رفتند و با حق درگذشتند. كجاست عمار؟ كجاست پسر تيهان؟ كجاست ذو الشهادتين؟ كجاست برادران همانند ايشان ... كه قرآن را خواندند و براساس آن حكم كردند، در واجبات انديشيدند و برپا داشتند و سنتها را زنده و بدعتها را نابود كردند، دعوت به جهاد شدند، پذيرفتند و چون به رهبرشان اطمينان داشتند، از او پيروى كردند.» نهج البلاغه، ص ٢٦٤، خطبه ١٨٢.