آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٢٠ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
عنوان شرط صحّت اخلاقى در هر عملى- اثبات كنيم. بنابراين؛ يك پديده ناخودآگاه و پديده غيرارادى، بلكه يك عمل آگاهانه و ارادى كه معلوم نباشد از روى تسليم يا اخلال به تكليف است، بلكه فقط از جنبه طبيعى انجام مىگيرد، تمامى اينها از جنبه طبيعى دنيوى، در صورت وجوب تكليف، از اداى تكليف عاجزند.
و اكنون بايد نقش مثبت نيّت، يعنى ميزان فاعليّت و تأثير وجود آن را بررسى كنيم. و نخستين چيزى را كه مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم، مسأله نوعى شناخت است، در صورتى كه بتواند تعديل عميقى در طبيعت ذات عمل ايجاد كند، و به عبارت ديگر: در صورتى كه عمل بد از روى نيّت خوب انجام گيرد، بدين وسيله ارزش اخلاقى پيدا مىكند و به اين ترتيب عملى ارزشمند مىگردد، ولى آيا در حالت مخالف، عكس اين حالت صادق است؟
پيش از آنكه به اين مسأله پاسخ دهيم، معتقديم كه لازم است معانى اصطلاحات به كار رفته را بازگو نماييم:
منظور از نيّت خوب يا نيّت بد چيست؟
آرى ما همواره اين فرض را داريم كه اراده در اعمال ارادى و كيفيّات اين اعمال نهفته است، با صرفنظر از تمام انگيزههايى كه باعث انجام آن اعمال مىگردد.
از اينرو حسن نيّت امكان ندارد كه در ارزش اهدافى كه اراده را به تحرّك واداشته است، تجسّم يابد. و باوجود اينكه بررسى اين طرز تفكّر نهايى را بايد پيش از قسم دوم اين فصل مىآورديم، زيراكه ارزش نيّت در اينجا تنها از راهى به دست مىآيد كه بدان وسيله بر مشروعاتمان از جهت موافقت يا مخالفت با قانون حكم مىكنيم، و چون احكام اخلاقى ما به طور قطعى و ضرورى با واقعيّت اشيا موافق نيست، و گاهى بين آنها و بين اراده فاصله است، در آنجا كه اراده به سمت برخى از امور مىشتابد كه مطابق يا مخالف وظيفه است، درحالىكه آن امور درواقع چنان نيستند.
و در حقيقت، مسئله همان مسئله نوعى شناخت است كه كفايت مىكند بر صدق عملى حكم كنيم كه مباح و يا ممنوع است، و با اين اعتبار آن را پىگيرى كنيم تا آن صفتى را كه متّصف به آن كرديم- اگر در ذاتش نباشد- كسب كند و دستكم نسبت به خود ما آن را داشته باشد.
و اين يك مسئلهاى است كه تا حدّ زيادى براى ما دشوار است كه بتوانيم پاسخ قاطع مثبت