آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٧٢ - ج - محدوديت وظايف و تدريجى بودن آنها
يك نامگذارى اسلامى محض است[١] زيرا كه وى مىگويد: «قرار دادن چيزى در برابر نقيضش صيغهاى است كه تمام اشياء در جهان عرب بهويژه مسلمانان با آن دين و تاريخى كه دارند، خلاصه مىشود ....»[٢]
اين نظريه بههرحال يك نظريه گذراست؛ و بايد به همان نقطهاى از بحثمان برگرديم كه در آنجا سخن را قطع كرديم، تا كلمهاى از حق حقيقت اين درجهبندى را در مورد آنچه به معفوعنه و مباح قرآنى است بگوييم، زيرا كه بىترديد مباح به معناى صحيح، شامل اعمالى است كه هيچ ربطى به اخلاق ندارد.[٣]
امّا راجع به آنچه كه به معفّوعنه مربوط مىشود، اوّلا ما بايد انديشه خود را كه نسبت به برخى از چيزهاى مربوط به اخلاق و بعضى از تمايلات و خواستههاى فردى مجازات، دور نگه داريم.
چه آنكه تمام آنها درنهايت به نوعى انكار پيشاپيش خود اخلاق منتهى مىشود كه بر حسب تعريف عبارت از «قاعده رفتار» است. بنابراين چگونه مىتوانيم به واقع پاىبند به قاعده اخلاق باشيم، درحالىكه قاطعانه بدان تمسّك نجسته و در برابر عوامل فريبندهاى كه ما را از آن بازمىدارند، ايستادگى نكنيم؟! ...
ولى اينك ببينيم وضعيّت اين مسئله چگونه است: هرگاه نوعى از مشقت و سختى وجود داشته باشد، قرآن در برابر آن موضع سرسختانه غيرقابل نفوذى گرفته است، وانگهى مىبينيم كه ما را به هر قيمتى كه شده مىخواهد بر اين دشوارىها پيروز شويم. اين همان چيزى است كه بهطور مشخص ايستادگى ما را در برابر تمايلات و درنهايت مىطلبد. زيرا واجب است كه ما بين اطاعت خدا و تسليم شدن در برابر تمايلات سركش يكى را انتخاب كنيم. از اينروست كه خداى سبحان مىفرمايد: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»[٤] «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا»[٥] و
[١] -
. ١٢٥. p, ennamlusuM. solihp al ed edutel a dortnI, erihtuaG
[٢] -
. ٣٧. p, ennamlusuM. solihp al ed edut? ePa. dortnI, reihtuaG
[٣] - بهطور مثال: خوردن يك غذاى معين و يا چيز ديگر كه هردو صحيح و رواست و هردو نيز از نظر صحت و پاكى برابرند.
[٤] - ص( ٣٨) آيه ٢٦: و از هواى نفس پيروى نكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد.
[٥] - نساء( ٤) آيه ١٣٥: از هوا و هوس پيروى نكنيد تا مانعى در راه اجراى عدالت ايجاد گردد.