آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٤٣ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
اساس توسّلات. و هرگاه ما بذل تلاش و كوششى دوچندان كنيم و درخواستها و اميدهاى بيشترى به كار ببريم، نسبت به كسانى كه دوست داريم و يا به آنها عطف توجه بيشترى بنماييم، اين كار خوبى نخواهد بود، البته اين وظيفه ما است، ولى آن، راهى نيست كه بتوانيم آنها را نجات دهيم. و چون كوشش ما به نهايت برسد و دعاهاى ما مستجاب گردد، اين بدان خاطر است كه آنان به خاطر پيروى از قوانين الهى، استحقاق رضاى پروردگار را دارند. و دعاى ما جز فرصتى نخواهد بود كه اراده مقدسى در آن تجلّى مىيابد كه تا آن لحظه پوشيده بوده است.
در هيچجاى قرآن اجر و ثواب عاريه و يا زروزيور مردود و يا عنوانى براساس تهى بودن باطن نداريم، بنابراين اجر و ثوابى در كار نيست، مگر آن چيزى كه ميوه رسيدهاى براى موضع مرتبط ما در برابر قانون الهى باشد.
با اين همه ما فراموش نمىكنيم كه اين موضع بيش از آنكه به كميّت مربوط باشد، به كيفيت وابسته است. خداى متعال مىفرمايد: «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ»[١]، و چون ارزش اين كيفيت به هزاران شرط وابسته است، بنابراين عمل باطنى به خصوص آن عملى است كه به بالاترين مراتبش مىرسد، از اينرو پيامبر ٦ درحالىكه به قلبش اشاره مىكرد، فرمود: «تقوا اينجا است».[٢]، و به اين خاطر است كه ما پيش از آنكه كار مشخصى انجام گيرد، نمىتوانيم بگوييم اين ويژگى را دارد كه خطاى معينى را جبران مىكند، زيراكه ما نمىتوانيم در نظام معيارها و مقياسهايى كه خداى سبحان بدان وسيله دلها را مىسنجد، دخل و تصرفى بكنيم. پس ما عاجزيم از اينكه درباره مردم حكم كنيم، به همان روشى كه خداى متعال بدان روش بر مردم حكم خواهد كرد، ناتوانيم از اينكه درباره خودمان نيز حكم كنيم: «فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى»[٣]
[١] - مائده( ٥) آيه ١٠٠:( بگو اى پيامبر!) هيچگاه ناپاك و پاك يكسان نخواهد بود. اگرچه فزونى ناپاك و كثرت آلودهها تو را به شگفتى فروبرد.
[٢] - ر. ك: صحيح مسلم: ٤/ ١٩٨٦، حديث ٢٥٦٤؛ مكارم الأخلاق طبرسى، ص ٤٦٩؛ جامع العلوم و الحكم: ١/ ٣٢٥؛ الجرح و التّعديل: ٩/ ٣٧٥، حديث ١٧٣٧؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١٩٩، مجمع الزوائد: ١/ ٥٢ و ٤/ ١٧٢؛ سنن كبراى بيهقى: ٨/ ٢٤٩:
مسند احمد: ٢/ ٢٧٧، حديث ٧٧١٣ و ٨٧٠٧؛ شعب الإيمان: ٥/ ٢٨١، حديث ٦٦٦٠؛ فتح البارى: ١٠/ ٤٨٣؛ الدّيباج:
٥/ ٥٠٨، حديث ٢٥٦٤. و در بعضى از منابع آمده است:( سه مرتبه به سينهاش اشاره كرد.)
[٣] - نجم( ٥٣) آيه ٣٢: پس خودستايى نكنيد،( و از پاك بودن خود سخن مگوييد، چرا كه) او پرهيزگاران را بهتر مىشناسد.