آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٣١ - ٢ - ويژگىهاى تكليف اخلاقى
مادامى كه هردو حالت جز در صفات فردى اختلاف نداشته باشند، سخت نگرفتن و سهلانگارى در آن حكم امكانپذير خواهد بود (به اين ترتيب كه صرفا اختلاف در افراد، يا در زمان و يا در مكان باشد).
مخالفان قياس افرادى نظير ابن حزم، پرخاشگرانه بر آن حمله بردهاند، درحالىكه فراگير بودن حكم را تأييد مىكنند و با تمام توان از آن دفاع مىنمايند، به اين لحاظ كه نتيجه قطعى قياس شمول رسالت پيامبر ٦ و تساوى همگان در برابر شريعت است. البتّه مبدأ استدلال به وسيله قياس در يكجا مورد اختلاف فقهاى مسلمان است، چنانكه ديديم؛ آنجا كه صفت مشترك بين دو حالت نامحسوس باشد و استنباط حكم نياز مبرمى به كار انداختن عقل به روشى كموبيش هوشيارانه داشته باشد، البتّه اين حالت جزئى است و كمترين برخوردى با اصل كلّى ندارد.
آرى، شمول يك واجب اخلاقى به اين معنا نيست كه صرفا تمام افراد را فراگيرد، بلكه تطبيق آن را بر شرايط مختلفى كه ممكن است در يك فرد معيّن به وجود آيد، نيز درپى دارد، و اين نوع از شمول همان است كه در اصطلاح، ضرورت مطلقه) eulosba ?etissec ?en (مىگويند. به زودى خواهيم ديد كه اين وصف بهطور دقيق صلاحيّت تطبيق بر تفكّر واجب قرآنى را ندارد، زيرا واجب- بهطورىكه قرآن كريم معيّن مىكند- بر كسى واجب نمىشود، مگر اينكه انجام آن شدنى باشد، ولى ضرورى است به اين معنا كه شايسته نيست كه در برابر حالات مختلف ذاتى ما و در مقابل مصالح شخصى ما انعطافپذير باشد.
از آثار دودلى يا بيمارى قلبى است- همانگونه كه قرآن براى ما بيان مىكند- كه ما در برابر قانون سر تسليم فرود نياوريم، مگر در صورتى كه براى ما سودمند باشد، درحالىكه مؤمنان بدون قيد و شرط در برابر قانون تسليمند: «وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ* وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ، أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ* إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا».[١]
[١] - نور( ٢٤) آيات ٤٨- ٥١:« و هنگامى كه از آنها دعوت شود كه به سوى خدا و پيامبرش آيند تا در ميان آنها داورى كند، گروهى از-- آنان روگردان مىشوند. ولى اگر حق داشته باشند( و داورى به سود آنان باشد)، با سرعت و تسليم به سوى او مىآيند. آيا در دلهاى آنها بيمارى است؟( بيمارى نفاق) و يا به راستى در شك و ترديدند؟ و يا اينكه به راستى مىترسيدند كه خدا و رسولش به آنها ظلم و ستم كنند؟ بلكه درواقع خود آنها ستمگرند. تنها سخن مؤمنان، هنگامى كه به سوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، اين است كه مىگويند: شنيديم و اطاعت كرديم.»