آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٦٠ - الف - نقش نيت غيرمباشر و طبيعت آن
بلكه شايستگان و صالحان از مردم هستند كه گرفتار اين شكّ و ترديد مىشوند، آنها هستند كه بهحق در تشخيص انگيزههاى حقيقى و در زمينهسازى وسوسههايشان در اين موضوع نهايت رنج و زحمت را احساس مىكنند.
و علىرغم بروز تناقض در اين مورد، ممكن است بگوييم، به هر مقدارى كه آنها پيشرفت اخلاقى دارند، بايد بيشتر بيمناك باشند از اينكه مبادا در نظر ايشان آن بخش عظيم از رنجها و دردهاى جديدشان پوشيده بماند، با اين تصوّر كه همواره آنها را به خاطر فضيلت انجام مىدهند.
آيا چنين اتّفاق نمىافتد كه احيانا و پس از گذشت فرصتها روشن شود كه آنها دراينباره گول خوردهاند و بلكه آنها در اين مناسبت و يا آن مناسبت براى خاطر انگيزه پنهانى از طبيعت خود اين اعمال را انجام مىدادند؟
ى آيا براى اين اسرار عميقى كه غالبا از نظر آزمونهايى با دقّت بيشتر نيز پوشيده و پنهان مىباشد، ممكن است از ديدگاه خداوندى نيز پوشيده بماند، او كه: «عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.»[١]، «أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ.»[٢] است؟
از اينرو ما در اخلاق دينى بيش از هر اخلاق ديگرى يك ضرورت را مىيابيم كه خود را بر هركسى الزام مىكند و آن اين است كه دقّت و ژرفنگرى را در آزمون دلش به قدرى به كار بندد كه تلاش دليرانه براى آزادسازى نفس خود از هر نوع تأثيرگذارى هر آنچه كه با آن سروكار دارد، جز تأثيرى كه شرع بر او فرض مىكند و مىپسندد.
حقيقت مطلب آن است كه هيچ شريعت عادلى پيدا نمىشود كه ما را به بيشتر از آنچه توان فطرى ماست، مكلّف سازد؛ تا اينكه چيزى را دريابيم كه قدرت دريافت آن را نداريم، و يا در راهى بكوشيم كه توان سيطره بر آن را نداريم. ولى وقتى كه ما پيش از رسيدن به آخر راه، نيروى اين فطرت را بازمىداريم، «پس در اين نقطه بازداشت، موضع وجدان كه تنها در برابر قانون عقل سر تسليم فرود مىآورد، با موضع كسى كه در برابر قانون عظمت و فضل الهى تسليم است، فرق مىكند. و اينك آن موارد اختلاف»:
[١] - مائده( ٥) آيه ٧: خداوند از اسرار درون سينهها آگاه است.
[٢] - ملك( ٦٧) آيه ١٥: آيا آن كسى كه موجودات را آفريده، از حال آنها آگاه نيست؟ درحالىكه او( از اسرار دقيق) باخبر و آگاه است.