آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤١٩ - ج - نجات دادن مؤسسات دينى از ويرانى
البتّه ما امكان چنين موضعى را نسبت به بعضى از ژرفنگران كه در اوج پيشروى هستند، انكار نمىكنيم، ولى اين يك روش حكيمانه است كه ديگران را به سوى اخلاق دعوت كنيم و بعد شروع كنيم پل اخلاق را پشت سر قهرمانان خراب كنيم؛ به وسيله قطع كردن روابط بين شخص با گذشتهاش و بدين وسيله، براى انسانيّت چيزى جز نااميدى مطلق باقى نگذاريم؟ ...
يك انسانى را كه غرق در شئون خويشتن و يا كسى را كه مطيع هواى نفس خود است، چگونه مىتوان به وظيفه انسانى خود قانع ساخت، در صورتى كه از او مىخواهى تا از تمام گذشته به صورت يك تحوّل جبرى دست بردارد و خودش را در برابر قانونى خشك كه هرگز ملايم طبعش نبوده، سر تسليم فرود آورد؟ و اگر علاوه بر اين بخواهى او را مانع شوى، حتى يك بار به هيچيك از شئون خودش كه از نظر او مجاز بوده، موجب خواهد شد كه اخلاق را از دست بدهد نگاه نكند، اگرنه، چه نتيجهاى ممكن است از اين نوع تربيت عايد تو شود، اگر نگوييم كه تمام اعتماد و اطمينان او را نسبت به خود از دست دادهاى، بلكه تا ابد سلب اعتماد نمودهاى؟
آيا اين به تعقّل و انسانيّت نزديكتر نيست كه به شاگردت مسائل اوّليه حيات اخلاقى را تلقين كنى، خودت را به جاى او قرار دهى و از زاويهاى به مسائل اخلاقى نگاه كنى كه او نگاه مىكند؟ و به جاى اينكه مىخواهى از او چيزى را جدا كنى، به او چيزى بدهى و بر او بنمايانى كه راه وظيفهشناسى، همان راه هوشيارى و ذوق خوب، راه امنيّت و راه عظمت است؟ ... به راستى هرچه به روش بهترى فايده استقامت را اندكاندك بشناسد و هرچه ارزشيابى عقل را با عواطف زودگذر جايگزين كند، ديرى نخواهد پاييد كه حلاوت نيكى و جاذبه فضيلت و عظمت قهرمانى و شجاعت را خواهد چشيد.
و چيزى نمىگذرد كه بهتدريج موافقت و همسويى با خير را در خودش ايجاد مىكند؛ به