آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٦ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
ايستادگى كرد؛ همانطور كه ننگ آن شكست را جز با اسلحه هرگز نمىتوان شست. بنابراين، هر فسادى در دولت و يا در داخل جامعه در تحليل نهايى يك فساد اخلاقى است و بايد با يك روش قاطع با آن مبارزه كرد تا اصل بيمارى را از بين برد، نه عوارض بيمارى را. و در حالت خاصّى، معالجه بىبندوبارى نيز الزامى است (بهطور مثال در صورت اختلاس). راه علاج اين نيست كه مال ربوده شده را به صاحبش برگردانيم، بلكه بايد به نابسامانى اخلاقى كه باعث اختلاس شده است، پايان دهيم. و بر اين مطلب تأكيد داريم كه ما از جهت قانونگذارى از خداوند داناتر و عادلتر نيستيم، درحالىكه خداوند سبحان، به عنوان راه علاج چنين انحرافهايى و پايان دادن بر جرم سرقت، بريدن دست دزد را مقرّر فرموده است،[١] تا اين قبيل انحراف را معالجه كند و بر جرم سرقت خاتمه دهد.
البتّه، هدف قانونگذار از اين مجازات كوبنده سه چيز است: اين مجازات با شدّتى كه دارد، شخص را هنگامى كه هواى نفسش او را وادار به ارتكاب جرم كند، مانع از ارتكاب مىشود، بدين طريق كه قانونگذار با دورانديشى و عدالتش دست مجرمى را كه مرتكب سرقت شده، هركه باشد- مرد يا زن- مىبرد. خداى تعالى مىفرمايد: «اين كيفرى است در برابر اعمالى كه انجام دادهاند و مجازاتى است از طرف خدا، خداوند توانا و حكيم است».[٢]
و رسول خدا ٦ مىفرمايد: «اگر فاطمه عليها السّلام دختر محمّد ٦ دزدى كند، هر آينه دستش را مىبرم.»[٣]
[١] ( ٢ و ١)- منظور نويسنده، آيه ٣٨ سوره مائده است كه مىفرمايد:« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ دست مرد و زن دزد را قطع كنيد! اين كيفرى است در برابر اعمالى كه انجام دادهاند و مجازاتى است از طرف خداوند، خداوند توانا و حكيم است.
[٢] ( ٢ و ١)- منظور نويسنده، آيه ٣٨ سوره مائده است كه مىفرمايد:« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ دست مرد و زن دزد را قطع كنيد! اين كيفرى است در برابر اعمالى كه انجام دادهاند و مجازاتى است از طرف خداوند، خداوند توانا و حكيم است.
[٣] - هرگز! حاشا كه فاطمه عليها السّلام دزدى كند! زيرا كه او مشمول آيه تطهير و مصداق بارز اين آيه است:« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» احزاب/ ٣٣، وانگهى اگر اين حديث از ديدگاه شما صحيح است، پيامبر ٦ و سلّم فرموده است:« لو» و آن حرف براى ناممكن بودن چيزى است و پيامبر ٦ خواسته به مردم بگويد كه مبادا در احكام شرعى بهخصوص در حدود الهى سهلانگارى شود!
اين حديث نزد اهل سنّت مشهور است، چنانكه در تفسير ابن كثير: ٢/ ٥٨؛ صحيح مسلم: ٣/ ١٣١٥، حديث ١٦٨٨؛ صحيح بخارى: ٣/ ١٢٨٢، حديث ٣٢٨٨ آمده است و اين عبارت وارد است:« هرگاه در بنى اسرائيل شخص بزرگى دزدى مىكرد،-- رهايش مىكردند و اگر ضعيف دزدى مىكرد، دستش را مىبريدند( پيامبر افزود)؛ اگر فاطمه ...» صحيح بخارى: ٣/ ١٣٦٦؛ صحيح ابن حبّان: ١٠/ ٢٤٨، حديث ٤٤٠٢؛ مستدرك على صحيحين: ٤/ ٤١٢، حديث ٨١٤٥؛ سنن ترمذى: ٤/ ٣٧، حديث ١٤٣٠؛ سنن دارمى: ٢/ ٢٢٧، حديث ٢٣٠٢، مجمع الزّوائد: ٦/ ٢٥٩؛ سنن كبراى بيهقى؛ ٨/ ٢٥٣ و سنن ابى داود:
٤/ ١٣٢، حديث ٤٣٧٣.