آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٥٥ - ٢ - مجازات قانونى
اينك سومين و آخرين دقّت و نگرشى كه با اساس و ريشه مسئله در ارتباط است، ما وقتى كه تأكيد بر اين مطلب داريم كه قانونگذارى اسلامى براى كشف جرايم خصوصى تلاش نمىكند و كسى را ملزم نمىگرداند و از كسى نمىخواهد كه بيايد و اعتراف كند؛ اين گفته كفايت نمىكند.
در حقيقت اين دو مصدر اساسى قانونگذارى اسلامى به مجرّد امتناع بسنده نمىكنند، بلكه موضعگيرى واضح و روشنى دارند. قرآن كريم، به صراحت جستجوى اسرار برادران دينىمان را حرام مىشمارد و خداى سبحان مىفرمايد: «وَ لا تَجَسَّسُوا.»[١]، و اينچنين بر سخنچينان وسط راه را مىبرد. و براى دستگاه قضايى اين عمل را جز يك رذيله و صفت ناپسند افشاگرى و تعرّض نفس و مبارزهطلبى چيزى نمىداند. امّا حالت آن انسانى كه پنهانكارى مىكند و در وقت تسليم هواى نفسش، اعضاى بدنش مىلرزد، يك واقعيّتى است كه براى ما نه حقيقت آن حالت و نه به وسيله صاحبش روشن نمىگردد و به يقين در محكمه اختصاصى ديگرى غير از محكمه بشرى روشن خواهد شد، و روشى كه در آن زمان بدان روش محاكمه مىشوند، نيز از حدّ فهم محدود ما بيرون است، رسول خدا ٦ مىفرمايد: «هركه از اين قبيل گناهان مرتكب شود، سپس خداوند آن را پوشيده نگه دارد، سروكارش با خداست؛ اگر خداوند بخواهد او را ببخشد و يا اينكه مجازات نمايد.»[٢]، حتّى اگر ما ناگهانى بدون قصد و اراده كسى را ديديم كه مىخواهد چيزى از ما بدزدد و يا مرتكب يك خلاف اخلاقى شخصى بشود، بلكه اگر او را درحال ارتكاب جرم دستگير كرديم، مجبور نيستيم كه او را تحويل دادگاه دهيم، و از توجيه رسول خدا ٦ در
[١] - حجرات( ٤٩) آيه ١٢: و( هرگز در كار ديگران) تجسّس نكنيد.
[٢] - حديث در صحيح بخارى: ١/ ١٥، حديث ١٨ و ٣/ ١٤١٣، حديث ٣٦٧٩ و ٦/ ٢٦٣٧، حديث ٦٧٨٧؛ سنن دارمى: ٢/ ٢٩٠، حديث ٢٤٥٣؛ سنن كبراى بيهقى: ٨/ ١٨؛ سنن دار قطنى: ٣/ ٢١٤، حديث ٤٠٠؛ فيض القدير: ٦/ ٤٥؛ المحلى: ٧/ ٤٩٥، صريح عبارت بيعت پيامبر با جمعى از اصحاب از جمله عبادة بن صامت است.