آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨٧ - الف - تلاش مدافعه
ما به جاى اينكه بين اخلاقيّت و بين يك جنبه واحدى از تلاشمان وحدت ايجاد كنيم، دو فرصت را براى اخلاقيّت مشخّص مىكنيم، كه دومين فرصت كمبهاتر از اوّلى نيست. بنابراين پس از آنكه ما بر ضدّ تيرگىها مبارزه كرديم، به مبارزه در روشنايى ما را متوجّه مىگرداند، و هر هوا و هوسى را كه محكوم مىكنيم، عقبهاى را پشت سر گذاشته و تودهاى از نور را به دست مىآوريم و به درجهاى از آزادى و شادابى آن را ارتقا مىدهيم.
بنابراين؛ از موقعى كه اراده پاك براى تضعيف كردن دشمنش ظهور و بروز مىكند، و وقتى كه ضرورتى براى تلاش رودررو نبيند، بروز نمىكند، «چون تلاش ديگرى خود را مطرح مىكند و فرض مىنمايد.» به اين ترتيب، زمان و نيرو، دو چيزى است كه براى اعمال ويرانگرى و زدودن خرابىها اختصاص يافتهاند كه از آغاز اندوخته شده، تا قدر و منزلت بيشترى پيدا كرده و براى دستيابى به نتيجه و استحكام آن به جمعبندى بيشترى برسد.
بتّه احيانا با اخلاقيّت آشنا شديد كه عبارت از فنّ سيطره بر خواستهها و هواهاست، ولى اين تعريف ناقص است، چون اين تعريف تنها بيانگر جنبه سلبى و آن جنبهاى است كه كم ارزشتر از عمل است، بلكه به عقيده ما يك مرحله آمادهسازى است. بنابراين؛ اخلاق به معناى كامل كلمه، نيز و با صفت خاصّى براى تحقّق يافتن ارزشهاى ايجابى مشروع است، و صيغه امر اصلى آن عبارت از: «خودت را از شر بازدار!» نيست، بلكه: «كار نيك انجام ده» مىباشد. و واقعيّت مطلب هرچه باشد، ما احيانا خودمان را- به شكل ضمنى- ناگزير مىيابيم تا هجوممان را به سمت دشمن متوجّه كنيم كه مىخواهد نظرهاى ما را از هدفمان برگرداند.
و همينقدر ما را بس كه خودمان را بدين وسيله قانع كنيم كه اين درجهبندى را در وصاياى اسلامى بخوانيم:
«از ابو موسى اشعرى نقل است، مىگويد: پيامبر ٦ و سلّم فرمود: بر هر مسلمانى صدقهاى است، پرسيدند: اگر نيافت، چه كند؟ فرمود: با دستهايش كارى كند، تا خودش سود برد و صدقه دهد. گفتند: اگر نتوانست كارى كند؟ فرمود: به نيازمند و غمديده كمك كند. گفتند: اگر كمك نكرد، چه؟ فرمود: به نيكى (يا به معروف) امر كند». گفتند: اگر آن كار را نكرد، چه كند؟ فرمود: از