آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٨٣ - د - آزادى
مىكنى تا خود را در خدمت دلت قرار دهى؟ ...
در اين وضع مشخّص جنبه غيراخلاقى نهفته است و در تصميم بر غلبه بر آن وضع است كه مسئوليّت آغاز مىشود. و اين تصميمگيرى در جنبه مادّى پديده نهفته نيست، و سركوب كردن آن به ناتوانى حسّاسيّت تو برنمىگردد، ولى بريدن از اين موضع در افزايشى است كه تو خود در آخرين رنگ و شكلى كه به او مىدهى و در پايان سلطهاى كه بر آن دارى، مىافزايى.
و بار ديگر وقتى كه شرّ و بدى علىرغم ميل تو حقّى را از بين مىبرد تا خود ناگزير پديد آيد، براى چه در آنحال از شر استقبال مىكنى و به سوى آن مىشتابى؟ حدّاقل در جاى خودت بايست! و بگذار طبيعت هرچه مىتواند بكند! و حال اينكه هرگز طبيعت بدون تو هيچ كارى را نمىتواند بكند! مگر عمل غيراختيارى، يعنى غيرارادى باشد و پيآمد اراده نبوده و بدون مسئوليّت باشد.
و اينچنين مسئوليّت اخلاقى مشخّص مىشود. اين همان است كه طرفداران حتميّت (جزميّون) معتقدند كه به هيچوجه در انسان چنين مسئوليّتى وجود ندارد، و برعكس نظرات مخالفان، ايشان در همهجا آن را اثبات مىكنند؛ هرجا كه آرامشى باشد و بر آن اساس نيّتى منعقد گردد، و آنجا كه از ناحيه طبيعت اجبارى باشد كه به ظاهر در برابر آن نمىشود مقاومت كرد- چه اجبارى مادّى، يا اجتماعى و يا روحى و روانى باشد.
حال موضع قرآن كريم در برابر اين مشكل چيست؟ ...
نخست دو عنصر پاسخ را يادآور مىشويم كه در خلال عبارت قرآنى در ضمن اين بحث با آنها برخورد مىكنيم:
١- نامشهود بودن كارهاى آينده ما: «وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً.»[١].
٢- توانايى انسان علاوه بر نيكوسازى، بر فاسد كردن كيان باطنى و درونى خويش: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»[٢].
و اكنون دو عنصر ديگر بر موارد بالا افزوده مىشود:
٣- ناتوانى تمام چيزهايى كه اثرگذارند از اينكه با زور و اكراه واقعى دخالتى بر تصميمات ما
[١] - لقمان( ٣١) آيه ٣٤: و هيچكس نمىداند فردا چه به دست مىآورد!
[٢] - شمس( ٩١) آيههاى ٩- ١٠: هركس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده و آنكس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است.