آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٠٤ - خاتمه مفهوم منطقى و قانون عملى و هيچكدام از مجموع مفاهيم و قوانين قادر مطلق نيستند كه موضوع محسوسى فراهم آورند و يا نابود سازند
اما گاهى درحالىكه شرع همهچيز را سروسامان داده است، با اينحال- در غير اين حالات شبههناك، به نسبت كمى- اعتراض پيش مىآيد، اعتراضى كه مىگويد وجدان فردى هيچ نقشى در اثبات وظيفه ندارد!
ما به اين اعتراض پاسخ مىدهيم: اين اعتراض در صورتى درست است كه اولا قانون همواره توانايى بر تعيين تمام افراد مورد حكم خود را داشته باشد و علاوه بر اين به اطلاع تمام افراد در همه حالاتى كه آن شبههاش را حل مىكند، برساند. وانگهى در هرحال صورت محسوسى را از حكم اجماعى درحالىكه با ديگر قوانين همخوانى دارد، به آن فرد ابلاغ كند.
به عبارت ديگر، زمانى اعتراض بهجاست كه براى دريافت قانون و تطبيق آن و هماهنگى بين آن با قوانين ديگر يك راه بيشتر نباشد. و ليكن واقعيت بهطور مطلق با اين نگرش از اين سه جهت موافق نيست.
اگر فرض كنيم كه نخستين نقطه حل شده است، به سادگى خواهيم فهميد كه بيشتر قواعدى را كه ما تعريف مىكنيم بهطور قطع مشتمل بر برخى از جنبههاى تعريف نشده است و از اينرو تعريف ناشده نيز روشن مىگردد و آنچه تعريف شده نهايت تأثير ممكن را مىگذارد، نهتنها روى اختيار شخص آزاده و بر وجدان شخصى او، بلكه نسبت به ارزيابى شخص هوشيار از نظر وجدان اخلاقى اثرگذار است. توضيح اينكه ويژگىهاى مشخص مربوط به عمل فردى را ممكن نيست يكجا ناديده گرفت، چنانكه ارزيابى تمام آنها نيز ميسر نيست، در صورتى كه همين ويژگىهاى خاص فردى است كه بيشتر وقتها، آن صفت مزدوج و دوپهلو را بر انسان تحميل مىكند، چه به صورت متوالى برحسب حالات مختلف و يا در آن واحد برحسب جهتى