آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٣٢ - ٣ - نيت دست يافتن به كسب نامشروع
شگفتا! ناگهان از شانس بد آنها وقتى به باغشان رسيدند كه عذاب الهى همه ميوههاى آن را فرا گرفته و در وقتى كه خواب بودند، همه آنها را نابود كرده است[١].
٣- نيّت دست يافتن به كسب نامشروع:
به كار بستن اين وسايل انحرافى به صورت دوم در زندگى روزانه براى مردان عمل كه به نجات مظهر شريعت اهتمام مىورزند، فراوان است.
ما به نقل روشهاى مكر و حيلهاى اهتمام نداريم كه پيشهوران و بازرگانان بىباكانه استفاده مىكنند، تا معايب كالاى خود را بپوشانند و آن را تا حدّى كه واقعيّت ندارد، بالا ببرند. و اين كار مفاسد فراوانى دارد كه در احاديث بسيارى ذكر شده است، و همينقدر بس كه امر صريح در قرآن در مخالفت با آن وارد است، و آن امرى است كه در هر توافق رضايت كامل دو طرف را مىطلبد. خداى متعال مىفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ
[١] - اين داستان در سوره قلم( ٦٨) آيات ١٧- ٣٣ آمده است:« إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ وَ لا يَسْتَثْنُونَ فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.»: ما آنها را آزموديم، همانگونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم، هنگامى كه سوگند ياد كردند: ميوههاى باغ را صبحگاهان( دور از چشم مستمندان) بچينند و هيچ از آن استثنا نكنند، امّا عذابى فراگير( شبهنگام) بر( تمام) باغ فرود آمد، درحالىكه همه در خواب بودند، آن باغ سرسبز، همچون شب سياه و ظلمانى شد، صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، كه به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد، اگر قصد چيدن ميوهها را داريد. آنها( به سوى باغ) حركت كردند. درحالىكه آهسته به هم مىگفتند: مواظب باشيد، امروز حتّى يك فقير وارد بر شما نشود، آنها صبحگاهان تصميم داشتند با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند،( امّا) هنگامى كه( وارد باغ شدند و) آن را ديدند، گفتند: حقّا ما گمراهيم، بلكه ما محروميم، يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود، گفت: آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمىگوييد! گفتند: منزّه است پروردگار ما( از هرگونه ظلم و ستم) مسلّما ما ظالم بوديم، سپس رو به يكديگر كرده، به ملامت هم پرداختند، گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم! اميدواريم پروردگارمان( گناهان ما را ببخشد) و بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا كه ما به او علاقهمنديم، اينگونه است عذاب، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است، اگر بدانند.
شاطبى در« موافقات»: ١/ ٢٨٩، مىگويد:« اخبار متضمّن مجازات ايشان به خاطر نيّت حيله براى اسقاط حقّ مستمندان است با ايجاد مانع از آمدن فقرا، يعنى وقت صبح كه در چنان وقتى معمولا مستمندان برنمىخيزند.».