آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨٢ - الف - تلاش مدافعه
نظريّه- هرگز تنها زندگى افراد مبتدى و شاگردان نمىباشد، بلكه به طريق اولى زندگى اشرار و تبهكاران نيز خواهد بود. البتّه الگوى ما همان انسانى خواهد بود كه نمىتواند تصميم بگيرد تا در زندگى راه شرف را بپيمايد، جز موقعى كه نوعى از فشار دردناكى را بر فطرت خود فرض نمايد، و جز موقعى كه برخى حركتهاى شديد را از روى اجبار انجام دهد.
باوجوداين، محقّقا اين جهت نگرش بهطور كامل برعكس نظريّهاى است كه از موضعگيرى قرآن براى ما روشن مىگردد، البتّه مىبينيم كه حقتعالى چگونه كسانى را كه وظيفهشان را با شادى و نشاط انجام ندادهاند، نكوهش كرده است: «وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ»[١]، و ديديم كه با چه اسلوبى آنان را رسوا ساخت و راز آنها را فاش كرد؟
ارسطو در اين گفتارش بحق بود كه مىگفت: كسانى كه در انجام كارهاى خوب شادمان نيستند، نيكوكار واقعى نمىباشند.
تاكنون آن حالتى را دريافتيم كه داراى اين طبع كريمانه نيستند، درحالىكه نيكوكارى موهبتى طبيعى است، بلكه دستاوردى است از راه تلاش، و عملى كه پس از اين هدايت انجام مىگيرد، خواه كم باشد يا زياد نقطه مقابل مقاومت درهم فشرده گذشته است، اگرچه اكنون بدون مقاومت زياد انجام پذيرد.
البتّه ما تأكيد مىكنيم؛ عملى كه در اين شرايط انجام پذيرد، فضيلت و ارزش آن به لياقت شخصى برمىگردد. بنابراين؛ انگيزش نشأت گرفته از تلاش، منافاتى با آن ندارد، بلكه بيانگر اين حقيقت است كه اصل آن همان تلاش شخصى است و اين استمرار و ادامه آن و به لحاظ آنكه آن غايت بوده، اين قبل از آن وجود داشته و وسيلهاى براى رسيدن به آن مىباشد.
گاهى به ما اعتراض مىشود كه ما وقتى كه بدين نحو استدلال مىكنيم؛ اراده انسانى را به تصوير مىكشيم، بهگونهاى كه گويى آن نيروى مطلقه تغييردهنده وضع موجود، با صرفنظر از تمام نيروهاى ديگرى كه آن را بر اين تغيير وضعيت كمك مىكنند، در خود آن است، بلكه ما به آن اراده بهطور مستقل، حتّى جداى از فضل و عنايت الهى مىنگريم!! در پاسخ به اين اعتراض،
[١] - توبه( ٩) آيه ٥٤: آنها نماز را بهجا نمىآورند، مگر از روى كسالت و ناراحتى و سنگينى؛ و انفاق نمىكنند، مگر از روى كراهت و اجبار.