آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٧ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
وانگهى، شارع مقدّس در نهايت اين موضع قانونى را با يك تدبير اخلاقى قرين ساخته، مىفرمايد: فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[١]
البتّه، اين حد را موقعى قانونگذار وضع كرد كه تعداد دزدان از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمىكرد و بريدن يك دست عبرتى براى ديگران بود، اكنون چطور، درحالىكه دزدها يك طبقه گسترده با روشهاى گوناگون هستند؟
آيا اين وضع ايجاب مىكند كه تعريف جديدى از مفهوم سرقت داده شود تا تمام شرايط دزدى را شامل گردد، بهگونهاى كه با تمام طبقات نوين دزدان تطبيق كند و حدّ سرقت را براى آنها ثابت نمايد؟
به راستى كه جمود يك مفهوم قانونى در حقيقت، جامد ساختن حركت بناى اجتماعى و تعطيل كردن وظيفه روش اخلاقى است، و در نهايت ضايع كردن هدفهاى اجتماع در مورد پيشرفت و تمدّن است.
جرايم علنى بهطور مستقل دليل بر لجامگسستگى اخلاقى نيست، زيرا نمونههاى ديگرى از جرايم وجود دارد كه بيشتر پنهانى انجام مىگيرد و از دزدى هم كمخطرتر نيست. به عنوان مثال، كشاورزى را در نظر بگيريد كه زمينى را اجاره مىكند و آن را مىكارد و بهره زيادى از آن مىبرد و خانوادهاش را به وسيله آن اداره مىكند و باوجوداين، دستش موقع سررسيد، از دادن مال الاجاره به صاحب زمين انگار مانند دست مرده بىرمق است و بهانههاى مختلفى براى فرار از دادن حقّ مالك مىآورد؛ درحالىكه مىخواهد از قانون به سود خود بهرهبردارى كند. اين شخص اساسا بر اداى دين و حقّ ديگران اصرار ندارد، بلكه اصرار دارد تا حقّ ديگران را سلب كند.
كسى كه مىخواهد مال ديگران را به حرام بخورد و به سود خود بهرهبردارى كند، چگونه
[١] - مائده( ٥) آيه ٣٩:« كسى كه بعد از اين ستم توبه كند و در مقام اصلاح و جبران برآيد، خداوند او را خواهد بخشيد، زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است.»