آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٤١ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
يافته است و عمل شفاعتكننده در اين مسئله مهم آن است كه صفات و كارهاى نيك و شايستهاى را اعلان مىكند كه بدىهاى مؤمنان را تبديل به حسنات مىكند و باعث بخشش و عفو از ايشان و يا استحقاق اجر و پاداش آنها مىگردد.[١]
و اينچنين است كه مىبينيم، شفاعت به اين معنى، شرافت دوگانهاى را به دفاعكننده (شفيع) و دفاع شده (مشفوع له) ارزانى مىدارد. ولى هيهات كه اين قضيه هميشه سودمند باشد. توضيح اينكه احاديث شفاعت، خود براى ما حالاتى را يادآور مىشود كه شفاعتكننده در آن موارد راجع به صحت وقايع نقل شده، اشتباه كرده است و در آن صورت دفاع از بين مىرود و به صرف اطّلاع از حقيقت از تلاش در دفاع خوددارى مىكند.
اين آن چيزى است كه پيامبر ٦ درباره خودش فرموده است كه در آن روز چگونه از خداوند درخواست بخشش از مردمانى همچون اصحابش را مىكند كه در خلال زندگانىاش در دنيا مىشناسد، و به او گفته مىشود: «تو نمىدانى كه آنها پس از تو چه كردند! آنگاه مىگويد:
[١] - چنين است كه مىبينيم احاديث شفاعت متضمن پنج نوع از شفاعت است، همانطورى كه اشاره كرديم. عبارتند از:
١) شفاعت عام، كه در آنها مردم به سوى انبياء عليهم السّلام يكى پس از ديگرى مىشتابند تا اينكه خداوند نسبت به موضعى كه دارند، آنها را راحت و آسوده مىكند.
٢) شفاعت در مورد باز شدن در بهشت به روى اهل بهشت،
٣) شفاعت در وارد شدن كسانى بدون حساب به بهشت،
٤) شفاعت در بيرون ساختن افرادى از موحّدان از آتش دوزخ،
٥) شفاعت در مورد تخفيف عذاب از برخى دوزخيان.
و دو نوع ديگر از شفاعت مىماند كه بسيارى از مردم نقل مىكنند:
الف- شفاعت درباره مردمانى كه مستحق دوزخند، شفاعت مىشوند كه وارد دوزخ نگردند. و من تاكنون در هيچ حديثى به اين نوع از شفاعت برخورد نكردهام، درحالىكه بيشتر احاديث صراحت دارد كه شفاعت راجع به موحدان صاحب گناهان كبيره تنها پس از ورود به آتش دوزخ است و اما كسانى را كه پيش از ورود به دوزخ شفاعت كنند تا وارد آتش نگردند، در هيچ نصّى نديدهام!
ب- شفاعت پيامبر ٦ براى گروهى از مؤمنان جهت فزونى ثواب و بالا رفتن درجات را به دعاى پيامبر ٦ براى ابى سلمه استدلال مىكنند كه عرض مىكند:« خداوندا، ابو سلمه را بيامرز! و درجات او را در ميان هدايتيافتگان بالا ببر!» ر. ك: السيرة النبويه ابن هشام: ٢/ ٥٩، چاپ دار الإحياء بيروت؛ تهذيب سنن ابى داوود، باب شفاعت، حديث ٤٧٣٠.