آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٣٠ - ٢ - نيت فرار از تكليف
هدف شرعى شرايط را عوض كند، و همچنين خارج از قاعده باشد.
در چنين موردى نيّت شخص هيجانزده اساسا ستيزهجويى نيست، حتّى اگر از اين حيلهگرى ضرر و زيان اندكى نسبت به ديگران عايد شود، ولى او به ضرر و زيان آنها توجّه ندارد، بلكه او به هدف مخصوص خودش مىكوشد.
اين خودخواهى كه محبّت زياد مردم بر خواستهاى دنيوى را بر ايشان تحميل مىكند، گاهى به دو صورت ظاهر مىشود: يكى اينكه ممكن است آرام (استاتيكى) يا محافظهكارانه باشد و ديگرى متحرّك (ديناميكى) يا محتكرانه. و كمترين انواع خودخواهى با نشاط همان است كه انسان را وادار بر خودپيچى مىكند و او را كمبخشش، كماحسان و نسبت به آنچه دارد، خسيس مىگرداند، درحالىكه خودخواهى با حرص و طغيان تنها به جنبه منفى قانع نيست، بلكه با تمام وسايل و امكانات در جمعآورى مكاسب و منافع مىكوشد.
و حيلههايى در شكل اوّل در شريعت اسلامى بسيار معروف است، همانطورى كه با شكلگيرى آن آشنا شديد. و ما بهطور مستند در باب فريضه زكات مىبينيم، از جمله وسايل ساده براى فرار به وسيله نيرنگ از اين تكليف مقدّس در وقت جمعآورى زكات اموال اين است كه مالك تمام سرمايهاش را به كالاهاى مصرفى، وامها و امور اتّفاقى و قراردادها و عقود مشغول مىكند، بهطورى كه كمتر از حدّاقل نصاب مفروض باشد.
بنابراين؛ در مواجهه به مانند اين كارها چه عاملى مىتواند باعث ردّ عمل شرعى باشد؟
اين مطلب مربوط به نيّتى است كه مالك دارد. بنابراين؛ اگر در اين دخل و تصرّفات نياز واقعى دخالت داشته و يا تحت فشار شرايط ناخواسته بوده، ملامتى از جنبه اخلاقى بر آن شخص نيست، و حتّى تنها اين نيست، بلكه از نظر شرعى برىءالذّمه و بخشوده است. و امّا اگر اين كارها را به روشنى جهت فرار از تكليف پرداخت زكات انجام مىدهد، پس نتيجه برعكس آن است.
نيازى به گفتن ندارد كه به كار بردن حيله شرعى به اين نحو، روح شريعت را مىكشد، بدون ترديد مرتكب عملى از اعمال مخالف اخلاق مىگردد، ولى اين شخص درعينحال خطاى در محاسبه دارد، وقتى كه گمان مىكند مىتواند با اين حيله از تكليف شرعى فرار كند.
و تمام فقها اتّفاقنظر دارند، موقعى كه در روىدادهاى روشنى سوء نيّت معلوم شود، يعنى