آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٩٧ - ١ - ريشههاى تعهد و الزام اخلاقى
انتخاب نمايد؟ و آيا بر ما لازم است كه با خواهران دينى با ملاحظه و خويشتندارى رفتار كنيم، يا با شدّت، و يا اينكه با ابراز محبّت برادرانه؟ ... و آيا واجب است كه به ديگران بهقدرى كمك كنيم كه آنها نيز زندگى خوشى داشته باشند و يا اينكه با همان امكاناتى كه دارند، به حال خودشان بگذاريم؟ ... و نظاير اينها ... بنابراين اگر بخواهيم به تفصيل روى مسائل روزانه از خريد و فروش، ربا، شراب، ازدواج و زنا مطلب را پياده كنيم، اشتباهات همواره فزونى مىگيرد و همچنان عقلها در برابر يكديگر مقاومت مىكنند و عواطف در برابر يكديگر مىايستند.
البتّه كانت، سنگ بزرگى را نشان مىدهد كه با اخلاق مبتنى بر وجدان فردى برخورد دارد؛ ولى از جمله محالات اين است كه در هنگام رسيدن به مرتبه معيّنى ناگزير بايد قانونى را وضع كنيم كه اين قانون بر تمام وجدانها ضرورتا حاكم باشد. به راستى چرا من خودم را به خاطر راضى بودن شما بايد راضى ببينم؟
در حقيقت، از جمله بديهيات اين است كه بايد به يك قدرت برتر براى از بين رفتن اختلاف پناه ببريم و با تمام اصرار و تأكيد بگوييم كه هيچ چارهاى نيست از اينكه به اين قدرت اجتماعى اعتراف كنيم؛ چون اين كار يك كار اخلاقى) ?etilaroM (است، نه يك امر شرعى) ?etilag ?eL (. در اينجا به نيروى بازدارنده سالمى اشاره مىكنيم كه كانت را ملزم مىكند تا اين قانون را از برترين قدرت بجويد كه از دو ويژگى «اخلاقگرايى» و «شمول» برخوردار است و من معتقدم كه اين قانون در خود عقل- به صورت صافتر و خالصترش- نهفته است؛ آن صورت عقلانى كه قانون عدم تناقض) noitcidartnoC -non al ed iol aI (را بر همهچيز حاكم مىداند، و در آينده براى ما اين فرصت فراهم خواهد بود كه همانند اين معيار يعنى معيار اخلاقى كانت را ناكارآمد ببينيم![١]
مىبينيم كه كانت خود به ناتوانى ارزشيابى خويش از تعريف واجبات ويژه انسان اعتراف مىكند؛ همان واجباتى كه تقسيمبندى آن از مسائل مهمّ نظام علمى شمرده مىشود، نه نظام نقد همهجانبه عقل، زيرا اين نظام از هيچ نوع رجوعى به فطرت انسانى پيروى نمىكند.[٢]
بنابراين، مردم به صورت مشخّص به قانون صالحى براى تطبيق فطرتشان نيازمندند، و هر
[١] - ر ك: مباحث دوم و سوم همين كتاب.
[٢] -٦ .P ,ecaf ?erp ,trap .R al ed .tirC ,tnaK