آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٢٩ - ٢ - نيت فرار از تكليف
فراهم مىكند.
در مواجهه با اين قبيل نيّتهاى گنهكارانه قرآن كريم در موارد زيادى مردان را برحذر مىدارد و احيانا از الفاظ و عبارات خشن نيز استفاده مىكند، مانند اين آيه: «وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ.»[١].
البتّه قرآن كريم به وصيّتكنندگان نيز زنهار مشابهى را مىدهد، آنهايى را كه قصد دارند به خاطر كمك به كسانى كه از وصيّت آنها سود مىبرند، وارثان شرعى خود را محروم كنند، مىفرمايد: «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ.»[٢].
بنابراين؛ از اين قبيل نمونههاى قرآنى كه با مثالهاى فراوان ديگرى مشتركند[٣]، پيامبر ٦ بدون ترديد اين قاعده فراگير[٤] را استنباط فرموده است كه بدان وسيله تكليف هر مسلمانى مشخّص مىگردد: «لا ضرر و لا ضرار.»[٥].
٢- نيّت فرار از تكليف:
جز اينكه راه ديگرى براى حيله و نيرنگ با شرع وجود دارد، و آن به اين ترتيب است كه ما شرايط انجام آن را از دست مىدهيم، موقعى كه اتّفاق ناگهانى براى ما مىافتد، احتمال دارد كه
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٣١: هرگز به خاطر ضرر زدن و تعدّى كردن آنها را نگه نداريد، چرا كه هركس چنين كند به خويشتن ظلم و ستم كرده است.
[٢] - نساء( ٢) آيه ١٢: اين در صورتى است كه وصيّت قبلا انجام گيرد و ديون از آن خارج شود، به شرط آنكه به آنها( ورثه) ضرر نزنند.
[٣] - ر ك: بهطور مثال به آيات ٢٣٣ و ٢٨٢ سوره بقره و آيه ٦ سوره طلاق.
[٤] - ر ك: موطأ مالك: ٢/ ٧٤٥، حديث ١٤٢٩ و ص: ٨٠٤؛ مختلف الشّيعه: ٧/ ٣٦٨؛ كتاب الأمّ: ٣/ ٢٤٩؛ السّرائر: ٢/ ٢٨٩؛ مسند احمد: ٥/ ٣٢٦، حديث ٢٢٨٣٠؛ المهذّب: ٢/ ٥٧٣؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ٧٨٤، حديث ٢٣٤٠ و ٢٣٤١؛ الخلاف: ٣/ ٤٢؛ سنن كبراى بيهقى: ٦/ ٦٩، حديث ١١١٦٠ و ١١٦٥٧؛ من لا يحضره الفقيه: ٣/ ٤٥، حديث ٢؛ مجمع الزّوائد: ٤/ ١١٠؛ المقنع شيخ صدوق: ص ٥٣٧؛ تفسير قرطبى: ٥/ ٤٨؛ رسائل المرتضى: ١/ ١٧٨.
[٥] - قاعده لا ضرر يكى از مشهورترين قواعد فقهى و مستند بسيارى از مسائل فقهى است. مرحوم شيخ انصارى رساله مخصوصى در اينباره تنظيم نموده و در آخر كتاب مكاسب ايشان چاپ شده است، مرحوم ملا احمد نراقى در كتاب عوائد الايّام و نيز مرحوم شريعت اصفهانى تحقيقاتى در اين خصوص دارد، و امام خمينى( ره) تحقيقاتى به عمل آوردهاند كه در ضمن مجموعهاى با عنوان« الرّسائل» در قم به چاپ رسيده است- م.