آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٠١ - فصل چهارم نيتها و انگيزهها
جز اينكه وقتى ما از اين مرحله عقلانى مىگذريم، مىبينيم كه انديشه هدف همچون محرّكى براى ما تجسّم پيدا مىكند، ما را به كوشش وامىدارد، و موقعى كه از جهت اين تأثيرگذاريش روى اراده به آن مىنگريم، نام واداركننده «دافع»[ elibom ]را بر آن اطلاق مىكنيم.
كانت، در اين تفاوت واژگان، بسى دورتر از اينها رفته است، آنجا كه واژه «دافع»[ elibom ]را به نوع غايتها و اهداف ذاتى كه تنها نسبت به همان شخص صادق است، اطلاق مىكند، درحالىكه انگيزه «باعث»[ sfitom ]از نظر كانت غايات موضوعى است كه نسبت به همه موجودات عاقل صدق مىكند[١]، (يعنى هر موجودى غايتى دارد).
و جريان اين انواع دلالتها هرچه باشد، نقطه بحث ما در اين فصل، تفاوت روشنى است كه بين دو نوع از مطالب ارادى وجود دارد كه عبارت است از: ماهيّت اراده[ iouq eL ]و سبب اراده[ iouqruop eL ].
به راستى اين مطلب از نظر ما جزو مسلّمات است كه در هر تصميم عادى- و معمولى كه پس از دقّت كافى گرفته مىشود- ناگزير اراده، بايد دو نگاه و دو نگرش داشته باشد: يكى متوجّه عمل و ديگرى متوجّه هدف و غايت باشد. و همين چشم غايتبين است كه اراده آن را فرو مىبندد، ولى نه آنكه بهطور كلّى آن چشم بسته باشد، و از اينرو گاهى موضوع مورد توجّه از ميدان شعور واضح دور مىماند، ولى اين، هرگز از حقيقت حضور آن موضوع در محدوده آگاهى يا ناآگاهى چيزى را نمىكاهد، بلكه او عميقتر و ويژهتر از اينهاست. و بلكه همين موضوع نخستين اصلى است كه الهامبخش اراده شده و حركت آن را به سمت عمل مشخّص مىكند.
اين دو نگرش براى اراده دو موضوع مختلف از موضوعات بحث و بررسى در علم اخلاق است. بنابراين؛ وقتى كه نيّت غايى بهطور خاص از نظر دانشمندان اخلاق بيشتر بها داده مىشود، مىبينيم كه روانشناسان و داوران و قضات بيشتر به بحث و بررسى نيّت به مفهوم عام و به شكل موضوعى بهطور كلّى مىپردازند، بهگونهاى كه بر ما رواست، بين اين دو نوع از نيّت را تفاوت بگذاريم، و بر هركدام بهطور خاص نام: نيّت اخلاقى و نيّت روانى يا (سكولوژى) را اطلاق
[١] - ر ك:
. ١٤٨. p, noitces ٢, srueoM sed. at? em al ed. tnemednoF, tnaK