آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧١٠ - ١ - دلاورى
و اين روح نيرومند در جهاد تنها از خلال تكرار امر به جهاد در قرآن به چشم نمىخورد، بلكه آن روح انعكاس صدايش در گفتارى است كه سابقين در اسلام بر آن اساس با رسول خدا ٦ بيعت كردند: «از عبادة بن وليد به نقل از طريق پدرش، از جدّش كه گفت:
با رسول خدا ٦ بيعت كرديم كه به فرمانش گوش فرادهيم، و اطاعت كنيم در سختى و آسانى، با طيب ميل و برخلاف ميل، و براساس اختيار و تصميم خودمان، و بر اين اساس كه در هيچ كارى با اهلش خصومت نورزيم و هرجا باشيم حق را بگوييم و در راه خدا از سرزنش سرزنشكنندهاى نترسيم.»[١]
و در حديث ديگرى پيامبر ٦ مشخّص مىفرمايد كه: «بالاترين جهاد، سخن حق است در نزد پادشاه ستمگر».[٢]
علاوه بر اينها ما معتقديم، سودمند خواهد بود كه وسيله بعضى نمونهها بيان كنيم كه تا چه اندازه ارزش تلاش جسمى تغيير مىكند به تبع آن علاقه و ارتباط محكم و يا غيرمحكمى كه با خير و نيكى دارد كه آن نيكى هدف نهايى تكليف واجبى است كه انجام مىدهيم. و درواقع خواهيم ديد كه اين علاقه گاهى به مرتبه همگونى با جنبه اصلى تكليف مىرسد و گاهى با جنبه ثانوى در عمل توافق دارد كه كموبيش اهمّيّتش متفاوت است و گاهى نيز در حدّ رابطه همراهى صرف تنزّل پيدا مىكند.
اينك سه نمونه:
١- دلاورى
وقتى ما مىگوييم: بايد زندگى شخص غريق را نجات دهيم و يا زندگى يتيمى را حفظ كنيم،
[١] - ر ك: صحيح مسلم: ٣/ ١٤٧٠، حديث ١٧٠٩، مؤلّف در عبارت حديث نقل كرده بود:« و حق را بگوييم، هرطور بوديم». درحالى كه صحيح آن بود كه ما نقل كرديم:( هرجا باشيم، حق را بگوييم)-( مترجم عربى). و ر ك: التّرغيب و التّرهيب: ٣/ ١٥٧، حديث ٣٤٧٧؛ التّمهيد ابن عبد البر: ١٦/ ٣٥١؛ الثّقات ابن حبّان: ١/ ١٠٦؛ المحلى: ١١/ ١١٢؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ٩٥٧، حديث ٢٨٦٦؛ صحيح ابن حبان: ١٠/ ٤١٣؛ سنن كبرا: ٥/ ٢١٢، حديث ٨٧٩٢.
[٢] - ر ك: مسند احمد: ٣/ ٩١، حديث ١١١٥٩؛ منتهى المطلب: ٢/ ٩٩٣؛ المستدرك على الصّحيحين: ٤/ ٥٥١، حديث ٨٥٤٣؛ القواعد و الفوائد: ٢/ ٢٠٦؛ سنن ابى داود: ٤/ ١٢٤، حديث ٤٣٤٤؛ الخصال: ص ٦٥؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ١٣٢٩، حديث ٤٠١١؛ التّهذيب: ٦/ ١٧٨؛ مسند حميدى: ٢/ ٣٣١، حديث ٧٥٢؛ نضد القواعد الفقهّيه: ص ٢٦٧. مسند ابى يعلى: ٢/ ٣٥٣؛ المعجم الكبير: ٨/ ٢٨٢، حديث ٨٠٨١؛ عوالى اللئالى: ١/ ٤٣٢؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ٣٥٨، حديث ١٤٤٨.