آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٥٠ - ب - اساس قانونى
نمونه سوم: بر ما لازم است كه كودكان را از همان آغاز كودكى نگذاريم از آنچه مال خودشان نيست، بخورند و يا اشياء ديگران را به كار ببرند. و ما مىدانيم كه در زمان پيامبر ٦ صدقات (به شكل امروز) نقدى و يا جنسى بهطور مستقيم، و آنچه كه براى تقسيم بين مستمندان و نظايرشان اختصاص داده مىشد در بين مردم معمول نبود. ابتدا در مسجد جمع مىكردند و يا در يكى از خانههاى مخصوص پيامبر ٦ در همسايگى مسجد گردآورى مىشد.
روزى پيامبر ٦ درحال برگشتن به خانه نگاه كرد، ديد نوادهاش امام حسن ٧ يكى از خرماها را برداشت و آن را داخل دهانش قرار داد، پيامبر ٦ به فارسى فرمود: «كخ! كخ! بينداز، مگر نمىدانى كه صدقه بر ما آل محمد، حرام است؟!»[١]
براى اينكه مقدارى با اين بحث گسترده آشنا شويم، بايد به اصل علم و آگاهى شرعى برگرديم كه شرط قطعى و ضرورى مسئوليت است، از خودمان راجع به آن معناى مشخص كننده كه بايد اين علم و آگاهى را به آن حمل كنيم بپرسيم زيراكه در اين مورد مشكلى با اهميت فوق العاده نهفته است و آن اين است كه آيا اين آگاهى همان آگاهى جمعى است و يا فردى؟ ...
ما با اين اصل قانون فرانسوى آشناييم كه مىگويد: «هيچ فردى را نمىتوان جاهل به قانون شمرد» در شريعت اسلامى نيز عبارتى نظير اين وجود دارد كه مىگويد: «در سرزمين اسلامى هيچ بهانهاى نسبت به هيچكس براى نادانى وجود ندارد.»[٢] بنابراين آيا در اين صورت همينكه
[١] - ر. ك: صحيح بخارى: ٢/ ٥٤٢، حديث ١٤٢٠ و ٣/ ١١١٨، حديث ٢٩٠٧؛ المبسوط طوسى: ٣/ ٣٠٢؛ المعتبر حلى: ٣/ ٥٨٤؛ صحيح مسلم: ٢/ ٧٥١، حديث ١٠٦٩؛ صحيح ابن حبّان: ٨/ ٨٩، حديث ٣٢٩٤؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم:
٣/ ١٣٥، حديث ٢٣٩١؛ سنن دارمى: ١/ ٤٧٣، حديث ١٦٤٢؛ سنن كبراى بيهقى: ٧/ ٢٩، حديث ٨٦٤٥؛ المصنّف ابن ابى شيبه: ٧/ ٣٢٤، حديث ٣٦٥٢٤؛ مسند أحمد: ٢/ ٤٠٩، حديث ٩٢٩٧؛ مسند طيّالسى: ١/ ٣٢٥، حديث ٢٤٨٢؛ البيان و التعريف: ٢/ ١٣٩؛ فتح البارى: ٣/ ٣٥٥؛ الدّيباج: ٣/ ١٧٠، حديث ١٠٦٩؛ فيض القدير: ٤/ ٥٤٩؛ كشف الخفاء: ٢/ ١٤٠، حديث ١٩١٦.
[٢] - عبارت چنين است:« لا يعذر بالجهل فى دار الإسلام»( يعنى در كشور اسلامى بهانه جهل و ناآگاهى پذيرفته نيست)، آنطورى كه در حاشيه« رد المحتار» ابن عابدين: ٢/ ٤٠٧ و ٦/ ٥٤٤، آمده است.