آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٦٦ - ١ - تلاش و حركت رو به پيش
اگر تو سودى ندارى، زيان داشته باش! زيرا از جوان چنانكه اميد زيان است، اميد سود نيز مىرود!
اين شعارى است كه غريزه كور آن را املاء مىكند، نه قلب آگاه روشن. و اگر روزى ممكن باشد كه ما تلاش بزهكار را ارزشيابى اخلاقى كنيم، همچون يك منبع آفرينش و نوآورى، چنين چيزى هرگز امكانپذير نخواهد بود، مگر اينكه درحالحاضر از موضوعى كه مرتكب شده است، چشمپوشى كنيم، آنگاه ببينيم كه آن بزهكار، امكان مباشرت و انجام مستقيم چه كار ديگرى را دارد، بدان معنى كه خودش را مىتواند در خدمت فضيلتى قرار دهد.
در اينجا دو ديدگاه فلسفى وجود دارد كه هردو در ارزشيابى اين تلاش اخلاقى، به صراحت راه مبالغه را رفتهاند، و هردوى اينها هرچند آن اصلى را كه ما مردود شمرديم، مطرح نكردهاند، بدين معنى كه اصل تلاش هرچه باشد، در ذات خود ارزشى است! ولى دستكم معادلى را كه عملى باشد، براى آن مطرح كردهاند.
امّا ديدگاه اوّل: براساس سطح وجود و هستى بحث مىكند و اين ديدگاه در اين سخن تجسّم مىيابد كه نفس انسانى ناتوان از آن است كه با رضايت كامل و با انگيزه محبّت در برابر قانون اخلاقى سر تسليم فرود آورد. و چون پيروزى بر شرّ همواره ما را مكلّف به فداكارى نموده و بر وجود انسان از روى اجبار تحميل مىشود، به يقين پيكار و مبارزه در هرجا و هرزمان شرط فضيلت و تنها وسيله كسب رفتار و سلوك پسنديده است.
البتّه (كانت) دوست داشته است كه در كتاب خود «دين در حدود عقل»[١] سخن قدّيس بولس را در نامهاى كه به مردم روم نوشته است، تكرار كند: «چنانكه در آن مكتوب است، نه به يقين نيكوكار است و نه يگانه».[٢]
از برخى اظهارات (كانت) در كتاب «نقد عقل عملى» اش حقيقت اين بدبينى آشكار مىشود كه مىگويد: «به راستى آن درجه اخلاقى كه انسان در آن درجه قرار گرفته است ... همان احترام به قانون اخلاقى و حالت اخلاقى است كه ممكن است در آن درجه هميشه فضيلت باشد، به اين معنى كه نيّت اخلاقى براى روبهرو شدن با دشمن، قداستى ندارد و چهبسا نشأت گرفته از
[١] - ر ك:nosiaR al ed setimil sel snad noigileR
[٢] - ر ك: الاصحاح الثالث: ص ١٠.