آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١١٥ - ج - اجماع
در اينجا كافى است يكى از آن نصوصى را كه به صحّت آن اعتراف داريم، ذكر كنيم و آن نصّ و روايت دراينباره نهايت صراحت را دارد، و آن سخن پيامبر ٦ است كه فرمود: «همواره گروهى از امّت من براساس حق ظاهر مىشوند و از اينكه افرادى آنها را خوار و تنها بگذارند، ضررى متوجّه آنها نخواهد شد تا اينكه امر خدا براى آنها فرارسد- و در روايتى تا آنكه قيامت برپا شود- درحالىكه آنها همچنان مشعلدار حق باشند![١]»
تا زمانى كه گروه حق همچنان در عالم اسلام پايدار باشند، به يقين تفكّر پذيرفته شده همگانى و اجماعى و پايدار خواهد بود. در آن صورت، بعيد به نظر مىرسد كه اجماع امّت بر انحراف و ضلالت سير كند و علاوه بر اين، چنين چيزى از جنبه عملى در جهان اسلام نيز امر محالى است.
بنابراين نظر نهايى اين شد، كه اجماع در هر زمانى معتبر و از قدرت بالايى برخوردار است و منبع ديگرى پس از آن نيست. اجماع مىتواند بر نصوص قرآن و حديث حاكم باشد و ممكن نيست كه محكوم آنها بشود، و يا با نظر ديگرى- چه قبل و چه بعد- باطل گردد. در حقيقت، عموم مسلمانان نيز مقابل اين سيطره بلامنازع، سر تسليم فرود آوردهاند، جز برخى خوارج،
[١] - ر. ك: صحيح بخارى، ٦/ ٢٦٦٧، حديث ٦٨٨١ و ٩/ ١٢٤، بخارى اين حديث را تفسير كرده است، درحالىكه اعتقاد دارد، اين گروه ياد شده در عبارت حديث همان اهل دانشند؛ صحيح مسلم، ١/ ١٣٧، حديث ١٥٦ و ٣/ ١٥٢٣، حديث ١٧٠ و ١٧٤ و ١٩٢٠؛ سنن ابن ماجه، ١/ ٤، حديث ٦- ١٠؛ الفقيه و المتفقّه خطيب بغدادى، ١/ ٥ و ٦؛ المغنى، ١٠/ ٣٧٧؛ نيل الأوطار، ٨/ ٣١؛ كنز العمّال، ١/ ١٨٥، حديث. ١٠٣٠؛ الدّر المنثور، ٢/ ٢٢٢؛ الدّيباج على مسلم، ٤/ ٥١١؛ تفسير قرطبى، ٧/ ٢٢٢؛ تفسير ابن كثير، ١/ ١٦٤؛ المستدرك على الصّحيحين، ٢/ ٨١، حديث ٢٣٩٢ و ٤/ ٤٩٦، حديث ٨٣٨٩؛ سنن ترمذى؛ ٤/ ٤٨٥، حديث ٢١٩٢ و ص ٥٠٤، حديث ٢٢٢٩؛ مجمع الزّوائد، ٧/ ٢٨٨، المعجم الأوسط، ٨/ ٥٨، حديث ٧٩٥٧؛ المعجم الكبير، ٧/ ٥٣، حديث ٦٣٦٠؛ و تهذيب البارع قاضى ابن براج، ١/ ١٩.