آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٢٦ - ب نيت و طبيعت فعل اخلاقى
فرصت آموختن و آگاهى يافتن از مسائل اسلامى را نيافته باشد.»[١].
باوجوداين، ما اضافه بر آن مىگوييم اگر با وجود عذر جاهل به مسئله باشد، آيا مىتوانسته است كه با وجود نيّت خطا عملش را به مرتبه و جايگاه اصلى از اصول اخلاقى برساند؟ ... اگر جريان از اين قرار است، پس چه ضرورتى دارد كه شخص از اين حالت جهل بيرون بيايد و از خطاى خودش برگردد؟
به راستى كه پيامبر ٦ منظورش از جمله «إنّما الأعمال بالنّيّات»[٢]، اين نبوده است كه اعمال انجام نمىگيرند و به وجود نمىآيند، مگر تنها به وسيله نيّات، بلكه به نقل از عايشه، پيامبر ٦ فرموده است: «هركس عملى را انجام دهد كه ما دستور ندادهايم، آن عمل مردود است.»[٣]. آيا اين بالاترين برهان بر اين مطلب نيست كه رفتار نيكو منحصر در حسننيّت تنها و يا دقّت عمل تنها نيست، بلكه در مجموع اينها از شكل و مادّه عمل است، بهگونهاى كه هيچكدام از اينها بىنياز از ديگرى نيست؟
به راستى كه ما سخن جامع و كاملى را درباره وظيفه و تكليف در اين حديث مشهور مىيابيم: «همانا خداوند به صورتها و اموال شما نمىنگرد، بلكه به دلها و اعمال شما مىنگرد.»[٤]، و در حديث ديگرى مىفرمايد: «خداوند هيچ قولى را جز به عمل و هيچ قول و عملى
[١] - ر ك: احياء علوم الدّين غزّالى: ٤/ ٣٥٧- ٣٥٨، چاپ حلبى.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ١/ ٣، حديث ١؛ صحيح ابن حبان: ٢/ ١١٣، حديث ٣٨٨؛ سنن ابى داود: ٢/ ٢٦٢، حديث ٢٢٠١؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ١٤١٣، حديث ٤٢٢٧؛ المعجم الاوسط: ١/ ١٧، حديث ٤٠؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ١١٨، حديث ٤٠١.
[٣] - ر ك: صحيح مسلم: ٣/ ١٣٤٣، حديث ١٧١٨؛ تفسير قرطبى: ١/ ٣٥٨؛ صحيح بخارى: ٢/ ٧٥٣، حديث ٢٠٣٤ و ٢٢٥٠؛ صحيح ابن حبان: ١/ ٢٠٧، حديث ٢٦؛ سنن دار قطنى: ٤/ ٢٢٤، حديث ٧٨؛ سنن ابى داود: ٤/ ٢٠٠، حديث ٤٦٠٦؛ سنن ابن ماجه: ١/ ٧، حديث ١٤؛ مسند احمد: ٦/ ١٨٠، حديث ٢٥٥١١، مسند ابى يعلى: ٨/ ٧٠، حديث ٤٥٩٤.
[٤] - ر ك: صحيح مسلم: ٤/ ١٩٨٧، حديث ٢٥٦٤؛ شرح نووى بر صحيح مسلم: ١٦/ ١٢١؛ فتح البارى: ٧/ ٢١٤ و ١٣/ ٣٧٣؛-- صحيح ابن حبّان: ٢/ ١١٩، حديث ٣٩٤؛ مسند احمد: ٢/ ٢٨٤، حديث ٧٨١٤؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ١٦٦، حديث ٦١٤؛ تفسير قرطبى: ١٦/ ٣٢٦؛ حلية الأولياء: ٤/ ٩٨؛ نوادر الأصول فى احاديث الرّسول: ٤/ ٩٥.