آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٦٥ - ج - محدوديت وظايف و تدريجى بودن آنها
كافران در زمان پيامبر ٦ از اين حكمت والاى قانونگذارى بىخبر بودند، از اينرو اعتراض مىنمودند و مىگفتند: «لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً»[١] و همين آيه در ردّ اعتراض ايشان مىفرمايد: «كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ»[٢] سپس در آيه ديگرى تفسير دومى را مىخوانيم:
«لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ»[٣]
عايشه طبق روايت بخارى اين معنا را از آيه فوق دريافته بود كه مىگويد: «تا وقتى كه مردم به اسلام رو آوردند، حلال و حرام نازل شد ... در صورتى كه اگر در آغاز نازل مىشد: ميگسارى نكنيد! مردم مىگفتند: ما هرگز شراب را ترك نمىكنيم»[٤]
عمر بن عبد العزيز در زمان خودش به اهميت اين روش در زمينه سياسى تأكيد مىكرد، به طورى كه از وى نقل كردهاند كه پسرش عبد الملك به وى گفت: «چرا شما امور را به اجرا درنمىآوريد، به خدا سوگند من باكى ندارم كه درباره حق، ديگها وسيله من و شما به جوش آيد!»
عمر به وى گفت: «پسرم! عجله نكن كه خداوند در قرآن دو مرتبه شراب را نكوهش كرد و بار سوم آن را حرام ساخت و من از آن بيم دارم كه حق را يكجا بر مردم بار كنم و آنها يكجا همه را دفع كنند و از اين بابت فتنهاى به پا شود.»[٥]
ج- محدوديّت وظايف و تدريجى بودن آنها
همچنان مىبينيم كه الزام اخلاقى در قرآن كريم مشروط به دو شرط آمده است:
اول، نشاط در رسيدن به هدف؛ مىبايست وظيفه اخلاقى بهطور كلّى بر طبيعت انسان سهل و آسان باشد، به اين معنى كه در برابر اراده انسان تسليم باشد.
دوم، اين نشاط درواقع زندگى محسوس نيز امكانپذير باشد، به عبارتى سروكار با آن ممكن
[١] - فرقان( ٢٥)/ آيه ٣٢:« چرا قرآن يكجا بر او نازل نمىشود؟!»
[٢] - همان سوره، آيه ٣٢:« اين به خاطر آن است كه قلب تو را به وسيله آن محكم داريم.»
[٣] - اسراء( ١٧)/ آيه ١٠٦:« تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى ..»
[٤] - ر. ك: صحيح بخارى: ٤/ ١٩١٠، حديث ٤٧٠٧؛ المصنّف عبد الرزاق صنعانى: ٣/ ٢٥٢؛ حديث ٥٩٤٣.
[٥] - الموافقات ابو اسحاق شاطبى: ٢/ ٩٣؛ چاپ تجاريه، الامام جعفر بن محمد الصادق، عبد الحليم جندى: ص ١٥٣.