آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٥٣ - ج - عنصر اصلى در عمل
ياد آوردن آن، در وقتى كه پىگيرى كنم، وجود دارد، ولى من درحالحاضر به خاطر نمىآورم، بلكه به مجرد وجود آن نيز ممكن است آن را درنيابم، چه اين فراموشى تنها يك فراموشى سطحى و عارضى باشد يا فراموشى عميق و هميشگى؛ از نوع يك بيمارى يا فراموشى معمولى و عادى. زيراكه موقعيت من، آمادگى دائمى براى خوددارى از عمل مخالف و يا موضع فعّالى بود كه به مجرد يادآورى قانون وسيله فردى از مردم عمل مىكردم! بنابراين چگونه مىتوانم مسئول عملى باشم كه در چنين شرايطى انجام گرفته است؟ وقتى كه فراموشى يك فراموشى ظاهرى و طبيعى باشد، فعل از روى اراده من صادر نشده است و از طرف من مربوط به خطا و گناه نمىشود، و آيا در منطق عدالت مطلقه كه بر واقعيت اشياء استوار است- نه بر تخمين و يا اعتبارات سود و منفعت- نيز پذيرفته است كه من از چنين عملى، با ملاحظه جنبه قهرى و ناخواسته آن، مسئول شمرده شوم؟ ... خداوند بالاتر از چنين ستمى است.
از اينجاست كه مىبينيم موقعى كه قرآن كريم به وسيله اين دعا با مؤمنان سخن مىگويد:
«رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا»[١] پيامبر ٦ درنگ نمىكند تا اين پىنوشت مطمئن را به آن بيفزايند: «خداوند بفرمايد كه من چنان كردم!»[٢]
ج- عنصر اصلى در عمل
تا اينجا از رابطهاى صحبت كرديم كه فرد مسئول را با قانون مربوط مىساخت و ديديم كه مسئوليت از ديدگاه قرآن ممكن نيست كه اثبات شود و يا مجاز گردد، مگر به شرط آنكه شريعت آن وظيفه را همگانى ساخته و آن را به هركسى كه مربوط است، معرفى كند، و هنگام عمل در نزد عقلش حاضر باشد.
ولى ما علاوه بر ارتباطمان با شريعت رابطه ديگرى نيز با عمل داريم، پس قبل از هرچيز
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٨٦: پروردگارا! اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم، ما را مؤاخذه مكن.
[٢] - ر. ك: صحيح مسلم: ١/ ١١٦، حديث ١٢٦؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم: ١/ ١٩٥، حديث ٣٢٧؛ تفسير قرطبى:
٣/ ٤٢١؛ تفسير طبرى: ٣/ ١٤٤؛ تفسير ابن كثير: ٣/ ٤٦٨؛ صحيح ابن حبان: ١١/ ٤٥٨، حديث ٥٠٦٩؛ مسند أبى عوانه:
١/ ٧٥، حديث ٢١٩؛ سنن ترمذى: ٥/ ٢٢١، حديث ٢٩٩٣؛ سنن كبراى بيهقى: ٦/ ٢٠٧، حديث ١١٠٥٩؛ شعب الإيمان:
٢/ ٤٦٢، حديث ٢٤٠٧؛ حلية الأولياء: ٧/ ١٠٥.