آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٢٣ - ١ - تحليل تفكر عام مسئوليت
ملكات و توانمندىهايمان استفاده كردهايم و همه اموال طبيعى و موروثى و اكتسابىمان نيز به عمل مىآيد؛ «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا.»[١] و خداى تعالى مىفرمايد:
«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»[٢] و پيامبر ٦ طرز تفكرى را از اين مسئله به ما مىدهد و مىفرمايد: «روز قيامت هيچ بندهاى قدم از قدم برنمىدارد، مگر اينكه از عمرش سؤال مىشود كه در چه راهى گذراندى؟ و از عملش پرسيده مىشود كه چه كار كرده است؟ و از مال و ثروتش بازخواست مىشود كه از كجا به دست آوردى و در چه راهى صرف كردى؟ و از جسم و بدنش سوال مىشود كه در چه راهى فرسوده كردى؟»[٣]
اگر بخواهيم فرموده پيامبر ٦ را پىگيرى كنيم، اين صفت فراگيرى و شمول در آن به صورت خلاصه آمده است و هرگز بهتر از اين سخن معروف پيدا نخواهيم كرد كه رسول خدا ٦ در آن گفتارش هركسى را از جهتى به پاسدار و پليس يا مدير مسئول نسبت به كاركنان خوبى كه همراه او هستند، تشبيه كرده، مىفرمايد: «همه شما چوپان (ديدهبان) و همه شما مسئول رعيت خود هستيد، امام، چوپان، و مسئول رعيت خويش و مرد ديدهبان اعضاى خانواده و مسئول آنهاست، و زن در خانه شوهرش. چوپان و مسئول افراد زير دستش و خدمتگزار، چوپان (پاسدار) مال مولاى خويش و مسئول رعيت خود است.»[٤].
[١] - اسراء( ١٧) آيه ٣٦: زيرا گوش و چشم و دل همه مسئولند.
[٢] - تكاثر( ١٠٢) آيه ٨: سپس در آن روز( همه شما) از نعمتهايى كه داشتهايد، بازپرسى خواهيد شد.
[٣] - ر. ك: صحيح ترمذى: ٤/ ٦١٢؛ حديث ٢٤١٧؛ سنن دارمى: ١/ ١٤٤، حديث ٥٣٧ و ٥٣٩؛ المصنّف ابن ابى شيبه: ٧/ ١٢٥، حديث ٣٤٦٨٤؛ المعجم الأوسط: ٧/ ٣٠٧، حديث ٧٥٧٦؛ المعجم الصّغير: ٢/ ٤٩، حديث ٧٦٠، مسند ابى يعلى:
١٣/ ٤٢٨، حديث ٧٤٣٤؛ المعجم الكبير: ١٠/ ٨، حديث ٩٧٧٢؛ تهذيب الكمال: ١٠/ ٥١٧؛ و حديث چنين است:« سوگند به خدايى كه جان من در اختيار اوست، روز قيامت بندهاى قدم از قدم برنمىدارد، مگر اينكه خداى تعالى از چهار چيز مىپرسد: از عمرش كه در چه راهى گذرانده، از جسمش در چه راهى فرسوده، از مالش از كجا آورده و در چه راهى صرف كرده و از محبت ما اهل بيت بازخواهى مىكند.»، ر. ك. مجمع الزوائد: ١٠/ ٣٤٦؛ المعجم الكبير: ١١/ ١٠٢، حديث ١١١٧٧؛ المعجم الأوسط: ٩/ ١٥٦، حديث ٩٤٠٦، بشارة المصطفى: ٢٥٢؛ تفسير نور الثّقلين: ٤/ ٤٠٢.
[٤] - ر. ك: صحيح بخارى: ٢/ ٨٤٨، حديث ٢٢٧٨ و ص ٩٠١، حديث ٢٤١٦ و ص ٩٠٢، حديث ٢٤١٩ و ٣/ ١٠١٠، حديث ٢٦٠٠ و ٥/ ١٩٨٨، حديث ٤٨٩٢ و ص ١٩٩٦، حديث ٤٩٠٤ و ٦/ ٢٦١١، حديث ٦٧١٩؛ صحيح ابن حبان: ١٠/ ٣٤٢، حديث ٤٤٨٩؛ سنن ترمذى: ٤/ ٢٠٨، حديث ١٧٠٥؛ مجمع الزوائد: ٥/ ٢٠٧؛ منية المريد شهيد ثانى: ٣٨١؛ بحار الانوار:
٧٢/ ٣٨؛ تفسير قرطبى: ٥/ ٢٥٨: صحيح مسلم: ٣/ ١٤٥٩، حديث ٢٩/ ١٨.