آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٢٧ - د - قياس
بازگردانيم و تمام اوامر را به يك امر- ظاهر يا باطن- كه همان امر خدا باشد، محدود سازيم.
علاوه بر اينكه قرآن كريم اين امر الهى را سلطهاى مطلق معرفى نمىكند كه خودكفا باشد تا در نظر ما پايه قدرتى واجب و قطعى باشد، بلكه از جمله موارد عبرتانگيز دراينباره آن است كه- برعكس- متوجّه باشيم عنايت برترى را كه غالب اوقات اين كتاب عهدهدار است، آنجا كه هر حكمى را در اين شريعت با مجوّز آن قرين نموده و هر تعليمى از تعاليم خود را با ارزشهاى اخلاقى كه اساس آن محسوب مىشود، ارتباط مىدهد. از جمله موقعى كه از ما مىخواهد از خودىها هر نوع برابرى را براى صلح بپذيريم، حتّى اگر اين برابرى موافق ما هم نباشد، دعوت خود را به وسيله آن حكمت تأييد مىكند: «وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ»[١] و آنجا كه از ما مىخواهد، پيمانه را كامل و وزن را با ترازوى درست بسنجيم، در دنبال اينها مىفرمايد: «ذلِكَ خَيْرٌ»[٢].
براى اينكه قرآن قانون شرم و حيايى را مطرح كند كه از مردان مىخواهد تا چشمانشان را بپوشانند و شهواتشان را حفظ كنند، مىبينيم چنين تفسير مىنمايد: «ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ»[٣] و پس از آنكه به ما دستور مىدهد تا پيش از صدور حكم، علّت آن را جستجو كنيم، مىفرمايد: «أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ»[٤]
همچنين دستورى را مىبينيم كه از ما مىخواهد قرض و طلب خود را با مدّت پرداخت آن بنويسيم، و اين امر و حكم را با اين عبارت تفسير و تبيين مىكند: «ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا».[٥]
بارى اين مقدار از نمونههاى اوامر خصوصى ما را كفايت مىكند كه با راه و روش قرآن آشنا شويم، كه ما را به جستن ارزشهاى روحى و كيفيّت توجيه آن به عنوان يك صفت عمومى وامىدارد. علاوه بر اين اوامر، خداى تعالى مىفرمايد: «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ
[١] - نساء( ٤) آيه ١٢٨:« بههرحال، صلح كردن بهتر است».
[٢] - اسراء( ١٧) آيه ٣٥:« چرا كه اين كار به سود شماست».
[٣] - نور( ٢٤) آيه ٣٠:« اين براى آنها پاكيزهتر است».
[٤] - حجرات( ٤٩) آيه ٦:« مبادا( در صورت عمل بدون تحقيق) به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد، و از كرده خود پشيمان شويد.»
[٥] - بقره( ٢) آيه ٢٨٢:« اين در نزد خدا به عدالت نزديكتر و براى شهادت مستقيمتر و براى جلوگيرى از شك و ترديد بهتر است».